vagrant ssh using VirtualBox as the provider. This configuration ensures SSH works reliably on Debian.
Save this as Vagrantfile in your project directory:
Vagrant.configure("2") do |config|
# Only this Debian box works reliably with Vagrant SSH + VirtualBox
config.vm.box = "generic/debian12"
# ========== VM 1 ==========
config.vm.define "debian1" do |vm|
vm.vm.hostname = "debian1"
vm.vm.network "private_network", ip: "192.168.56.150"
vm.vm.provider "virtualbox" do |vb|
vb.memory = 1024
vb.cpus = 1
end
# This block is required to be able to SSH into guest machines
vm.vm.provision "shell", inline: <<-SHELL
chmod 700 /home/vagrant/.ssh
chmod 600 /home/vagrant/.ssh/authorized_keys
chown -R vagrant:vagrant /home/vagrant/.ssh
SHELL
end
# ========== VM 2 ==========
config.vm.define "debian2" do |vm|
vm.vm.hostname = "debian2"
vm.vm.network "private_network", ip: "192.168.56.151"
vm.vm.provider "virtualbox" do |vb|
vb.memory = 1024
vb.cpus = 1
end
# This block is required to be able to SSH into guest machines
vm.vm.provision "shell", inline: <<-SHELL
chmod 700 /home/vagrant/.ssh
chmod 600 /home/vagrant/.ssh/authorized_keys
chown -R vagrant:vagrant /home/vagrant/.ssh
SHELL
end
# ========== VM 3 ==========
config.vm.define "debian3" do |vm|
vm.vm.hostname = "debian3"
vm.vm.network "private_network", ip: "192.168.56.152"
vm.vm.provider "virtualbox" do |vb|
vb.memory = 1024
vb.cpus = 1
end
# This block is required to be able to SSH into guest machines
vm.vm.provision "shell", inline: <<-SHELL
chmod 700 /home/vagrant/.ssh
chmod 600 /home/vagrant/.ssh/authorized_keys
chown -R vagrant:vagrant /home/vagrant/.ssh
SHELL
end
end
vagrant destroy -f
rm -rf .vagrant
vagrant up
vagrant ssh debian1
vagrant ssh debian2
vagrant ssh debian3
vagrant halt
vagrant destroy -f
debian/bookworm64) may leave authorized_keys empty and break SSH.vagrant ssh will fail.محمد قاضی، کتاب خاطرات یک مترجم داستان جذاب زندگی شخصی
نجف دریابندری کتاب مستطاب آشبری
بیژن اشتری، انقلابهای ۱۹۸۹
سرودهای ملی دیررس، عقبماندگی و کینەتوزی بورژوازی مناطق گوناگون را منعکس میکنند. این پدیدە را در مورد سرودهای فارسی “ای ایران” و کۆردی “ئەی ڕقیب” بررسی میکنیم. خاطرم هست کە در تظاهراتهای دانشگاە تهران، در دهەی ٤٠ (١٩٦٠)، معدودی دانشجویان طرفدار جبهەی ملی، برای خواندن این سرود، دلیل و توجیە میآوردند کە “اسم شاە توش نیست”! جو دانشگاە چپ بود و این سرود مقبول نبود. امروز هم این سرود تنها مقبول ناسیونالیستهای رنگارنگ ایرانیست. عکس العمل خشماگین طرفداران سلطنت هم در برابر انتقاد از این سرود تنها بە معنی لنگی استدلال است وگرنە، آنوقتها ساواکشان چندان روی خوشی بە این سرود کە “اسم شاە توش نبود”، نشان نمیداد. این سرود در اوائل دهەی ٢٠ خورشیدی و در جو ناسیونالیستی آنوقت پاگرفت. نام ایران برای این کشور، هنوز دهسالە هم نشدە بود و ناسیونالیسم ایرانی هنوز در حال شکل گرفتن بود. نام ایران، بە جای “پرشیا” و بە جای “ممالک محروسەی پادشاهی”، در زمان رضاخان و در سال ١٩٣٥ بە تصویب مجلس رسید. این نامگذاریها، خاص ایران نبودە و در همین یکی دوقرن اخیر نامهای جدید فراوانی در جغرافیای سیاسی جهان ظهور کردەاند: ترکیە بەجای امپراتوری عثماني و روم شرقی؛ عربستان سعودی بە جای نجد و حجاز؛ سوریە و لبنان و… بە جای شام و پاکستان کە نام بخشی از هند شد، در همان اوان ظهور کردند. ایتالیا در جائیکە قدیمها امپراتوری رم بود، اسپانیا بە جای اندلۆس و آلمان بە جای پروس و بسیاری اسامی جدید دیگر هم از آنجملە اند. سرزمینی کە ایران شد، طی تاریخ دستخوش تغیرات فراوان جغرافیای سیاسی بودە، نامهای متعددی داشتەاست. این نامها، چەبسا در زمان طولانیتری از این هشتاد سال کە نام ایران بر این سرزمین گذاشتە شدە، رایج بودە اند. کشورهای دیگر، از یونان باستان گرفتە تا انگلستان و غیرە، تا قبل از ١٩٣٥، نام “پرشیا” را بەکار میبردەاند. درخود این سرزمین هم نامهای مختلفی رایج بودە کە مثلا بخش مرکزی این سرزمین، عراق نام داشتە و برای آنکە با عراق امروزی (عراق عرب) اشتباە نشود، آنرا عراق عجم مینامیدند (اینکە شمالیها، تهرانیها را اراکی مینامیدەاند و نیز نام شهر اراک، خود نشانەهائیست). برای انتخاب این نام، بە شاهنامە استناد شدەاست؛ اما ایران شاهنامە، آن بخشی از سرزمینهای فریدون بودە کە بە فرزند اول او، ایرج سپردەشد (در برابر توران کە سهم تور، پسر دوم فریدون بودە و بقیە کە سهم سلم، پسر سوم فریدون شد). بنا براین، ایران سرزمین منسوب بە ایرج و یا بە روایتی بە معنی اینجا ویا سرزمینهای دوروبر، جاهائی را شامل میشدە کە امروز، بیشتر، در قلمرو افغانستان و تاجیکستان قرار دارند. تهمینە، مادر سهراب و همسر رستم، دختر شاە سمنگان است. رستم سیستانیست اما مازندران در خارج قلمرو او و در اختیار قلدری بە نام دیو سفید است. سیاوش و افراسیاب و کاوس شاە و اسفندیار، هیچیک، نە شیرازی یا اصفهانی کە از آسیای مرکزی و آنطرف جیحون بودەاند! ناصر خسرو و سعدی کە سفرنامە نوشتە اند اسمی از ایران نبردەاند. مولوی، یا رومی نامیدە شدە یا بلخی! او هیچوقت ایرانی نامیدە نشدە! شاید همین مختصر کافیست کە نشان دهد کە ایران بە معنی دولت-ملت فعلی ایران، ساختەی جنبش ناسیونالیستي دورەی رضاخان است؛ از ازل وجود نداشتە و ابدی هم نیست! آنهم کپیەی دیرهنگامی است از دولت-ملتهای دوران شکوفائی سرمایەداری در اروپا. از آنجا کە در قرن بیستم، سرمایەداری بە یک سیستم کهنە، امپریالیستی و درستیز با پیشرو بودن و در ستیز با ارزشهای دمکراتیک تبدیل شدە بود، دولت-ملتهای سدەی بیستم و بعد از جنگهای جهانی، نە پیشرو بلکە ارتجاعی و ضد دمکراتیک از آب درآمدند؛ مثلا اسرائیل، مصر، دولت پینۆشە و یا اندونزی. حتی دولتهائی نظیر امریکا، فرانسە و روسیە هم ضد دمکراتیک و ضد مردمی شدند. در حال حاضر، در کنار دولتهای موجود، تروریسم دولتی و داعشی و مافیاهای مالی ومافیاهای مواد مخدر تصویر را پیچیدەترهم کردەاند. اما بە بررسي سرودهای ملي برگردیم: هفت-هشت سالی پس از نامگذاری ایران، سرود “ای ایران” هم ساختەشد کە بەما بقبولانند کە “در راە” این مخلوق آنها، “کی ارزشی دارد این جان ما؟” در راە سرزمینی کە مالکیتی و اختیاری در آن نداریم، جان ما ارزشی ندارد چرا کە این وطن ماست و مثل هر وطن دیگری، فوایدش برای بورژوازیست و جنگ و خانمانسوزی و فقر فلاکتش برای ماست! “جان من فدای خاک پاک میهنم” اما شاهنشاهان و قدرتمندان، نە تنها جانی فدا نمیکنند بلکە شاهان قاجار شمال ارس و اترک را بە تزار روس و هرات را بە انگلستان آنوقت تقدیم کردند و محمد رضاشاە هم بحرین را بە امپریالیسم انگلیس بخشید! جمهوری اسلامی سرمایە هم بر دوش همین ناسیونالیسم، بر ارتش شاهنشاهی مونتاژ شد و در تاریخ ٣٥ سالەاش ریسمان از گردەی ما کشیدە است. شاهزادەی پهلوی، ریاکارانە اعلام کرد کە حاضر بودە، در رکاب این حکومت، بە عنوان خلبان، عراقیان را در جنگی بمباران کند کە هشت سال فلاکت و میلیونها کشتە مجروح بە مردم دو کشور تحمیل کرد! در متن سرود “ای ایران” اگر دقیق شویم میبینیم کە نظیر دیگر سرودهای دیرهنگام ملی، شانە بە شانەی فاشیسم میزند:
ای ایران ای مرز پر گهر ای خاكت سرچشمه هنر دور از تو اندیشه بدان پاینده مانی و جاودان ای … دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم جان من فدای خاك پاك میهنم مهر تو چون شد پیشه ام دور از تو نیست اندیشه ام در راه تو ، كی ارزشی دارد این جان ما پاینده باد خاك ایران ما سنگ كوهت دُر و گوهر است خاك دشتت بهتر از زر است مهرت از دل كی برون كنم برگو بی مهر تو چون كنم تا … گردش جهان و دور آسمان بپاست نور ایزدی همیشه رهنمای ماست مهر تو چون شد پیشه ام دور از تو نیست ، اندیشه ام در راه تو ، كی ارزشی دارد اين جان ما پاینده باد خاك ايران ما ایران ای خرم بهشت من روشن از تو سرنوشت من گر آتش بارد به پیكرم جز مهرت بر دل نپرورم از … آب و خاك و مهر تو سرشته شد دلم مهرت ار برون رود چه می شود دلم مهر تو چون ، شد پیشه ام دور از تو نیست ، انديشه ام در راه تو ، كی ارزشی دارد اين جان ما پاینده باد خاك ایران ما ** انگار این تنها ایران است کە پرگهر است؛ و سرچشمەی هنر است و بە سرزمینهای دیگر هنر صادر میکند!سنن خونریزانە و کلە منارها و بیست هزار جفت چشم درآوردن (آغامحمدخان در کرمان و همزمان با انقلاب کبیر فرانسە)؛ سینەزنی در سوگواری سیاوش باستانی وبعداهم در سوگواری حسین اسلامي؛ سرقت مسلحانەی الماسهای کوە نور و دریای نور از هندوستان توسط نادر افشار و … هم ربطی بە آقایان ندارد و یا بعضا جزو افتخارات است! منظور من، نسبت دادن این فرهنگ ضد انسانی بە “ایران” نیست! این فرهنگ متعلق بە طبقات دارا و دزدان مسلح آنان در طول تاریخ بودەاست؛ چە فارس زبان بودە باشند چە عرب زبان و یا یونانی؛ این، فرهنگ مشترک دزدان تروریست طبقەی تاراجگر است. آتش زدن آتن بە دستور خشایار و یا تخت جمشید بە دستور اسکندر، نە ایرانیست نە یونانی! غارت هندوستان بەدستور نادر و یا ریسمان کشیدن از گردەی مردمان عرب بە دستور شاهپور ساسانی (کە با افتخار تمام بر سنگ هم نقش کردەاند) نە ایرانی بلکە فرهنگ اعلیحضرتانەی سارقان مسلح است. بە همین ترتیب، تاراج و کشتار مغول و عرب راهم، نە بە حساب مردمان سرزمینهای دیگر کە باید بە حساب حاکمان آن ماجراها نوشت؛ حاکمانی کە فرهنگ مشترک جهانیشان، تاراج و کشتار و ترور و تخریب است. همچنین است در مورد خلاقیتهای مثبت؛ حافظ و سعدی هم نظایری در سایر سر زمینها و بە سایر زبانها، داشتە اند و چە بسا کە در آثار شکسپیر چیزهائی بهتر از”جدال سعدی” پروردەی نعمت شاهان “با مدعی” و یا بهتر از ایدەهائی چون “زن و اژدها هردو در خاک بە…” فردوسی، پیدا کنیم. رودکی فارس و ابوالعلای عرب شعر زیبا میآفرینند و هزاران نمونە از فرهنگ زیبا و پیشرو بە فارسی و نظایر آن بە زبانهای دیگر کە پرداختن بە آنها در مجال این نوشتە نیست، نشانەی جهانی بودن فرهنگ طبقات پیشرو در هر زمان بودەاست. اینکە خاک “بهتر از زر” ایران، “سرچشمەی هنر” است غرور کاذبی بیش نیست! اینجاست کە هنرمندان پیشروی چون فریدون فرهی و دوست شاعرش (کە متاسفانە نامش در خاطرم نیست) سرودی جایگزین در برابر سرود “ای ایران” آفریدەاند و ازجملە، گفتە اند: “خاکت مثل خاک دیگراست”. ** لینک سرود با صدای فریدون فرهی:
و متن نوشتاری سرود چنین است: ای ایران مرزت چه ها کشید چه خون ها در دامنت چکید دور از تو شد مهر مردمان کی برپا مانی در این جهان
ای دشمن تو آشنا و در همین سراست در کمین عشق و حس و جان و خون ماست
بر حال خویش اندیشه کن راهی نوین را پیشه کن در راه نو آزادگی را مبر از میان ویرانه کن ریشه فربران
آزادی بهتر ز گوهر است کی در تو انسان برابر است خود برتر از دیگران مبین خاکت مثل خاک دیگر است
تا عیش و نوش و سور حاکمان سرای توست فقر و مرگ و جنگ و غارت از برای توست
بر حال خویش اندیشه کن راهی نوین را پیشه کن در راه نو آزادگی را مبر از میان ویرانه کن ریشه فربران
ایران مهر تو برون کنم تا کی این دل از تو خون کنم تا زندان هست و شکنجه هست بر گو با ظلم تو چون کنم تا گردش جهان به دور آسمان به پاست سرنگونی ستمگران شعار ماست بر حال خویش اندیشه کن راهی نوین را پیشه کن در راه نو آزادگی را مبر از میان ویرانه کن ریشه فربران *** سرودهای ملی دیگر هم حال بهتری ندارند. پرداختن بە همەی آنها، البتە، هدف این نوشتە نیست؛ اما چنانکە بالا هم اشارە شد، نگاهی بە سرود ملی کۆردي “ئەی ڕەقیب” را، با توجە بە نقش فعال ناسیونالیسم کۆرد در تحولات جاری، مفید میدانم.
ذیلا متن نوشتاری سرود را {با ترجمەی فارسی} میبینید:
ئەی ڕەقیب ھەر ماوە قەومی کورد زمان {ای رقیب،(بدان کە) قوم کۆردزبان هموارە زندە است} نایشکێنێ دانەریی تۆپی زەمان {آفرینندەی توپ زمان را یارای شکستنش نیست} کەس نەڵێ کورد مردووە، کورد زیندووە {کسی ن(باید ب)گوید کۆرد مردەست؛ کە کۆرد زندەست} زیندووە قەت نانەوێ ئاڵاکەمان {زندەست؛ هرگز خم نگردد پرچممان} ئێمە ڕۆڵەی ڕەنگی سوور و شۆڕشین {ما فرزندان رنگ سرخ و انقلابیم} سەیری کە خوێناوییە ڕابردوومان {ببین کە گذشتەی ما (چقدر) خونین است} کەس نەڵێ کورد مردووە، کورد زیندووە {کسی ن(باید ب)گوید کۆرد مردەست؛ کە کۆرد زندەست} زیندووە قەت نانەوێ ئاڵاکەمان {زندەست؛ هرگز خم نگردد پرچممان} لاوی کورد ھەستایە سەر پێ، وەک دلێر {جوان کۆرد بەپاخاست همچون دلیر} تا بە خوێن نەخشی بکا تاجی ژیان {تا کە با خون، تاج زند گی را نقش بخشد} کەس نەڵێ کورد مردووە، کورد زیندووە {کسی ن(باید ب)گوید کۆرد مردەست؛ کە کۆرد زندەست} زیندووە قەت نانەوێ ئاڵاکەمان {زندەست و هرگز خم نگردد پرچم ما} ئێمە رۆڵەی میدیا و کەیخوسرەوین {ما فرزندان ماد و کیخسرو یم} دینمان، ئایینمان ھەر نیشتمان {دین ما و آئین ما فقط میهن} کەس نەڵێ کورد مردووە، کورد زیندووە {کسی ن(باید ب)گوید کۆرد مردەست؛ کە کۆرد زندەست} زیندووە قەت نانەوێ ئاڵاکەمان {زندەست؛ هرگز خم نگردد پرچممان} لاوی کورد ھەر حازر و ئامادەیە {جوان کۆرد هموارە حاضر و آمادە است} گیان فیدایە، گیان فیدا، ھەر گیان فیدا {جانفداست، جانفداست، هموارە جانفدا}ا کەس نەڵێ کورد مردووە، کورد زیندووە {کسی ن(باید ب)گوید کۆرد مردەست؛ کە کۆرد زندەست} زیندووە قەت نانەوێ ئاڵاکەمان {زندەست؛ هرگز خم نگردد پرچممان} ** اینهمە شاخ و شانە کشیدن برای “رقیب” و حاتم بخشی بە حساب جان و خون جوانان کۆرد، آشکارا بوی خون میدهد! ظاهرا مخاطب این شاخ و شانەکشیدنها هم مردمان همسایە یا نگونبختان متعلق بە عنوان دیگری هستند. این نفرت پراکنی، تنها بە نفع طبقەایست کە حکۆمتش بر تفرقەی ستمکشان استوار است. بنا بە یک سایت طرفدار حزب بارزانی، بە نام “ڕووداو”، مٶرخ بیستم نوامبر ٢٠١٤، اخیرا در پارلمان کردستان عراق زمزمەی اعتراض ناسیونالیستهای ترکمان و کلدانی بلند شدە. البتە این اعتراض، بەهیچوجە متوجە نفرت پراکنی و بەخون تشنگی سرود نیست بلکە از موضع ناسیونالیسم نارس دیگریست و معترض است کە این سرود، تنها برای کردهاست و “دیگر ملیتهای” کردستان را در بر نمیگیرد و باید عوض شود! این اعتراض، با چشم غرەی تهدید آمیز رئیس پارلمان کردستان پاسخ گرفتە و بنا بر اظهار سخنگوی مطبوعاتی وی “این خط قرمز است و این سرود عوض نخواهد شد!” چندی پیش هم جنجالی بر سر یک قانون برپا شد کە برای کسانی کە هنگام پخش این سرود، بە نشانەی احترام، پا نشوند مجازات مقرر میکرد! ** این حقایق، بە اضافەی تحولات ژئۆپلیتیک در جهان و مشخصتر در خاورمیانە، نشان میدهد کە دوران شکوفائی ناسیونالیسم و سرودهای ملی، مدتهاست بەسرآمدە و جنبشهای اجتماعی نوینی بە صحنە آمدەاند: از طرفی، سرمایەداری بازار بزرگ، نیازی بە مرزهای ملی ندارد هیچ بلکە آنها را،اساسا، محترم نمیشمارد! ترەهم برای حقوق دمکراتیک و حتی خود دمکراسی، خورد نمیکند! دست درازیها و تاراجگریهای امپریالیستی، نە تنها مدتهاست، با ارزشهای دمکراتیک وداع گفتە بلکە تنها برای ریاکاری و تروریسم دولتی از اسم دمکراسی استفادە میکنند؛ منافع ملی و محلی سایر مناطق راهم آشکارا، آماج تاراج و جنگهای جهانی و منطقەئی خود قراردادەاند. سرمایەهای کوچک هم ابدا قدرت رقابت ندارند تا برای این “رقیب” شاخ و شانە بکشند! شاخ و شانە کشیدنها، تنها برای ستمدیدگان همسایەاست. مشکلات مردم فلسطین و کردستان و غیرە برای بورژوازی، نە مشکلاتی برای حل کردن بلکە امکاناتی برای تفرقەی زحمتکشان است و بە همین خاطر لاینحل تر هم میشوند. از طرف دیگر، چارەی ستم ملی و دیگر مسائل دمکراتیک نظیر برابری زن و مرد، در دورەی حاضر، بر عهدەی جنبشهای مدرن مردمی، کارگری و کمونیستی است کە هیچ نفع طبقاتی در هیچگونە نابرابری و ستم ندارند. ارزش مصرف این سرودها برای بورژوازی، اما، در کارکرد تفرقەافکنانەی آنهاست کە با آگاهی روزافزون مردمانیکە در گروهها، مذاهب و ملل مختلف دستەبندی شدەاند، این کارگردهم، کم کم تە میکشد! مردم و بە خصوص کارگران آگاە، روز بە روز بیشتر در مییابند کە چە اندازە بە اتحاد مبارزاتی خود علیە سرمایە و علیە قلدریهای سیاسي، نظامی، اقتصادي و فرهنگی آن نیاز دارند تا در رفع هرگونە ستم و نابرابری، ازجملە ستم ملی بە پیروزی برسند. سرودیکە متوجە آرمان آزادی و برابری انسانهاست، سرود انترناسیونال، سرود همبستگی بین المللی کارگران است کە بیش از ١٤٠ سال اتحاد طبقاتی علیە ستم و استثمار و رهائی و آزادی کل بشریت را ندا دادەاست:
انترناسیونال
سرود بین المللی کارگران شعر از اوژن پواتیه ترجمه فارسی از: مصلح ربوار تنظیم شدە با آهنگ اصلی سرود، برای اجراء:
خیزید محنت زدگان جهان بردگان گرسنگی آگاهی غرد چو آتشفشان برخروشاند زندگی برپا گشته توفان آخرین بروبیم کهنه جهان برخیز برخیز برپا داریم نظم نوین هیچیم کنون گردیم همه چیز پیش به سوی آخرین پیکار همچو یک تن ای همرزمان با انترناسیونال آزادگردد انسان ناجی در آسمان نجوئیم نه شاه نه شیخ نه آسمان خود به رهاییمان برشوریم آفرینندگان ای کارگران جان از بند جهل و دستاوردکار از چنگ رهزن رها کنیم دمیم خود برآتش این پیکار آهن را گرماگرم کوبیم پیش به سوی آخرین پیکار همچو یک تن ای همرزمان با انترناسیونال آزادگردد انسان مائیم کارگران و زحمتکشان اردوی بیشمار کار باید از آن ما شود جهان نه بیکارگان خونخوار تاکی نوشند از شیره ی جان ما نابود گردانیم کرکسان آنگاه دمد آفتاب فردا درخشد جاودان بر انسان! پیش به سوی آخرین پیکار همچو یک تن ای همرزمان با انترناسیونال آزادگردد انسان /////////////////// این نوشتە، ابتدا هفتەی پیش، در نشریە کمونیست شمارەی هفتم منتشر شدەبود.
]]>Inspired by this blog post article by Jadi
In there he use convert but I want to higher level program.
Khaterate Haj sayyah esfahani(خاطرات حاج سیاح اصفهانی) is our source.
$ sudo apt install mutool
# or in newer debian install
$ sudo apt install mupdf-tools
$ mutool poster -x 2 haj_sayah.pdf output.pdf
Why? Persian written from Right to Left side, pages in Persian books arranges in reverse order.
So cropping each pages and append them work for default Left to Right languages like English and Messing up the order of Persian book.
Here We need reorder pages in a manner to swap each even page with odd one.
We swap even with odd pages.
$ sudo apt install pdftk
$ pdftk output.pdf shuffle even odd output haj_sayyah_.pdf
At last we need replace cover page from original book. here is the command.
$ pdftk A=haj_sayyah_.pdf B=haj_sayah.pdf cat B1 A3-end output out1.pdf
Here is the output file, Haj sayyah
]]>در اواسط دههی پنجاه در مجلهی (سپید و سیاه) خواندم؛ تعدادی از ادبا پذیرفتهاند که واژگانی چون: «موسی. عیسی. کبری. حتی» را به ضرورت لفظ میتوان به صورت «موسا. عیسا. کبرا. حتا» نوشت! پس از آن چند تن از ادبای (مجلهی سخن) نیز به چنین موضوعی اشاره کردند که موضوع مطرح شدهی آنها هم به باد فراموشی سپرده شد و بینتیجه ماند! یک دههی پیش نیز ادبایی که با ماهنامهی ادبی «آدینه» همکاری میکردند؛ چنین پیشنهادی را پذیرفتند و با فرهنگستان ادب فارسی در میان گذاشتند اما به علت توقیف ماهنامهی «آدینه» در سال ۱۳۷۷ پیگیری آن موضوع ادامه نیافت و همچنان پروژهای، نیمه تمام باقی ماند!
حال اینکه دلیل ادبا از طرح چنین پیشنهادی چه بود؛ خوب در خاطرم نیست اما اعتقاد من بر این است همانگونه که اعراب بر واژگان فارسی رنگ اشتقاق میافزایند و گاه حروف فارسی را از واژگانمان میزدایند و به جایش واجهای عربی مینشانند؛ چه اشکالی دارد که ما هم اندکی چنین کنیم و لااقل واژگان عربی را همانگونه که به لفظ درمیآوریم؛ نگارش کنیم؟!! آیا در صورت چنین پدیدهای خطای بزرگی صورت میپذیرد؟ آیا پارسیزبانان ایرانی میبایست از قواعد اعراب پیروی کنند؟ آیا ما فرهنگ و زبان و قواعد عربی را پذیرفتهایم؟ وانگهی مگر مردمان دیگر کشورها چنین نمیکنند و نوع نوشتار واژگان بیگانه را به ضرورت نوع تلفظ خود تغییر نمیدهند؟ دکتر محمد رضا باطنی منتقد نکته سنج در کتاب « زبان و تفکر » می گوید: (یکی از مشکلات زبان فارسی، بیشتر ناشی از وجود وام گرفتن از واژگان عربی است! اصلاح خط کار آسانی نیست، زیرا گذشته از اشکالات فنی، موضوعی است که در بارهی آن سوءتفاهمهای زیادی وجود دارد و با احساسات شخصی و ملی افراد برخورد پیدا میکند. مسئلهی اصلاح خط، امری است زبانشناسی، ولی بهرغم همهی این گرفتاریها و مخالفتها خط فارسی باید تغییر کند یا اصلاح شود. خط امروز ما بسیار نارساست و برای منظورهای علمی و دقیق قابل اطمینان نیست) امّا آنچه که مهم است؛ این است که در اواخر دههی پنجاه، طرز نوشتاری واژگانی چون «موسا» و «عیسا» و امثالهم به کتابهای درسیمان سرایت کرد! شایان ذکر است که در آن زمان طرز نوشتاری واژهی «حتّا» به کتابهای ادبی درسی راه نیافت ولی مورد پذیرش بسیاری از شاعران و ادبا قرار گرفت که در طرز نگارش آثارشان مورد استفاده قرار دادند و امروزه نیز ردّ پای آن را میتوان در برخی از کتابهای درسی دانشگاهی پیدا کرد. گروهی گمان میکنند چنین شیوهی نگارش مربوط به زمان حال و نوعی بدعتگذاری تلقی میشود اما بد نیست، بدانیم: نوشتن «الف» بهجای «ی» در واژگانی چون (حتّیٰ ، موسیٰ ، عیسیٰ ، تقاضیٰ ، تمنّیٰ ، تقویٰ ، نجویٰ ، فتویٰ ، تماشیٰ ، مصلّیٰ ، مبتلیٰ ، شوریٰ ، مبریٰ ، هویٰ ، مسمّیٰ) که امروزه بهصورت (حتّا ، موسا ، عیسا ، تقاضا ، تمنّا ، تقوا ، نجوا ، فتوا ، تماشا ، مصلّا ، مبتلا ، شورا ، مبرّا ، هوا ، مسمّا) مینویسند؛ سابقهی طولانی دارد که پایینتر به ذکر نمونههایی از آن میپردازیم! [فرهنگ عمید؛ مسمّا: نامیده شده. نامگذاری شده و فرهنگ دهخدا؛ مسمّیٰ: نامیده شده. موسوم] تمنّیٰ؛ tamannaa در لغت نامهی دهخدا برابر پارسی: درخواست، آرزو کردن، خواهش (مصدر عربی) آرزو خواستن (ناظم الاطباء) تمنا و استدعا و درخواست و التماس تمنی رنج غیر، از دل دور انداختم (کلیله و دمنه) تمنی مراتب این جهانی بر خاطر گذشتن گرفت (کلیله و دمنه) بر تمنی مقصود و همت از طلب سعادت قاصر (کلیله و دمنه) دیگر منازل برد که شایانی آن ندارد (کلیله دمنه، چاپ مجتبا مینوی صفحهی ۹۳) صبا تعرض زلف بنفشه کرد شبی بنفشه سر چو در آورد آن تمنی را (انوری ابیوردی) ★ لغتنامه دهخدا؛ تمنا: خواهش و آرزو! مأخوذ از تازیِ (تمنی) به معنای: آرزو و امید و خواهش! ( ناظم الاطباء ) : گر هیچ خرد داری و هشیاری و بیدار چون مست مرو بر اثر او به تمنا ( ناصرخسرو . دیوان صفحه ی سه ) اما قبل از هر چیز بد نیست به این نکته اشاره کنیم که اگر در نوشتارهای امروزی ، واژه ی « حتیٰ » کمتر به گونه ی « حتا » نوشته می شود ؛ به خاطر وجود کلمات مرکب : ( حتی المقدور ، حتی الامکان و … ) است که نویسندگان محافظه کار، نمیدانند، چگونه از پس نوشتن آن برآیند. این نگارنده خود ، بیش از سی سال است که « حتیٰ » را نه از روی تفنن و سرگرمی بلکه از روی سابقه ی نگارشی و دانش ادبی به گونه ی « حتا » می نویسد و در اواخر دهه ی شست در این باره با چند تن از ادبا و شاعران به بحث و تبادل نظر پرداخته است و ایشان هم معتقد بودند که به دلیل وجود کلمات مرکب فوق میبایست از نوشتن واژه ی ( حتّیٰ ) به شیوه ی نگارش ( حتّا ) خودداری کرد اما حقیقت این است که برای کلمات مرکب فوق نیز می توان چاره ای اندیشید! سازمان فرهنگستان ادب فارسی می تواند طرز نوشتاری برای آن واژگان مرکب در نظر گیرد و مضاف بر آن واژگان فوق در محاوره ها و نوشتارها کاربرد چندانی ندارند و اصولاً نیازی به بکارگیری این واژگان نیست . وقتی واژگان مرکبی چون : « در صورت امکان » و … وجود دارد ، چه نیازی به کلمات مرکب صد در صد عربی است؟ گروهی واژه ی ( حتّا ) را فارسی می دانند و این در صورتی است که واژگان دارای تشدید ، غالباً عربی هستند ؛ نه فارسی. « تشدید » تکرار یک حرف به صورت ادغام است و ذاتاً از نشانه های دستوری عربی است و در واژگان فارسی از جمله مواردی است که از شیوه ی نگارش واژگان یا خطّ زبان عربی اخذ شده است. بد نیست که بدانیم دلیل کاربرد نشانه ی « تشدید » در خطّ فارسی با علت استعمال این علامت در زبان عربی بسیار تفاوت دارد . اول اینکه ؛ واژگان مشدّد ( تشدید دار ) زبان فارسی ، بسیار انگشت شمار و اندکند ؛ تا جایی که می توان آنها را حفظ کرد. در ضمن لازم به ذکر است که در زبان فارسی نشانه های تشدید جایگاه ویژه ای را برای خود تصاحب نکرده اند و بیشتر شنیداری اند و بر همین منوال کمتر به ذات واژگان مربوط می شوند. یکی از این جایگاهها آخرین هجای هر واژه است که به هنگام وصل به اولین واژه ی هجای بعدی ممکن است ؛ به ضرورت آهنگ شعر و نوع بیان و درگیری های تلفظی صورت پذیرد ! مانند: در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است خدایا ! منعمم گردان به درویشیّ و خرسندی ( حافظ شیرازی )
که تشدید به روی « ی » در [ درویشی ] از چنین خصوصیاتی برخوردار است. و این نشانه پیش از ساختار واژگان ، در زبان فارسی بیشتر جنبهی سماعی دارد اما نشانه ی « تشدید » در زبان عربی مربوط به ماهیت واژگان است. و این بدان معناست ؛ واژگانی که ذاتاً مشدد هستند ؛ در زمره ی واژگان عربی قرار دارند. واژگان فارسی چون: [ به ترتیب حروف الفبا ] ⤵ ( امّید ، بچّه ، بتّه ، بُرّان ، بُرّنده ، برّه ، بزمجّه ، پرّه ، پلّکان ، پلّه ، تپّه ، تکّه ، چکّه ، چلّه ، خرّم ، درّه ، دولّا ، دوّم ، زرّین ، سوّم ، شُرّه ، شُلّه ، غرّان ، غرّش ، غرّیدن ، فرّخ ، قدّاره ، کبّاده ، کَپّه ، کُرّه ، کلّه ، گُرّ و گلّه ، گولّه ، لپّه ، لکّه ، متّه ، مزّه ، نرّه الاغ ، ورّاج ، هِرّی ، هُرّی ، یکّه و … ) که تعدادشان بسیار کم است ؛ از این قاعده مستثنا هستند ! ضمناً برخی واژگان فوق بیشتر در محاوره بکار می روند ! مانند : [ شلّه . کپّه . گرّ . نرّه الاغ یا نرّه خر یا نرّه گاو . ورّاج . هِرّی . هُرّی ] همانطور که ملاحظه فرمودید ؛ واژه ی « حتّا » در میان واژگان مشدّد فارسی قرار نگرفته است. فراموش نشود که تعصب در نوع نگارش کهن واژگان ، رسالت نویسندگی محسوب نمی شود ! چنانچه در ( تنها مدارک موجود ) متن های کهن خطیِ مربوط به ( قرن پنجم هجری قمری ) واژگان عربی دارای ( الف مقصوره ) با ( الف ) نوشته شده است ؛ نه با ( ی ) ! از همین روی در متن های خطیِ « تاريخ سيستان » هم که مربوط می شود به قرن نهم ( چاپ ۱۳۱۴ هجری خورشیدی ) همین حادثه روی داده است و ( الف های مقصوره ) به صورت ( الف ) نوشته شده ؛ نه ( ی ) محمد تقی بهار با استناد به موارد فوق در کتاب ”بهار و ادب فارسی جلد دوم، ۱۳۷۲ خورشیدی” میگوید: ((((با الف نوشتن کلماتی که در عربی به « ياء مقصوره » نوشته می شود ؛ کاملاً منطقی است و در تتبعاتی که شده، بارها ديدهام که متقدمان در قرون سابق اين کلمات را با الف نوشتهاند و چون اين نکته را مکرّر ديدهايم نمیتوان گفت از اتفاق يک بار کاتبی سهوی کرده و جا دارد كه فرهنگستان ادب ايران اعلام نماید كه منبعد اين كلمات، يعنى: تمنى ، تقاضى ، كسرى ، مصطفى و نظاير آن را با الف باید نوشت.)))) جان کلام اینکه؛ ابداً بر تغییر طرز نوشتار (حتّیٰ) به (حتّا) اشکالی روا نیست. در این باره نظر ( محمد پیمان ) زبان شناس «فارسی، عربی و فرانسه» را جویا شدم و ایشان فرمودند: ((دوست عزیز! نوشتن «حتا» و امثال آن قاعدهی خاصی ندارد و سلیقهای است! آنهایی که (حتا) مینویسند، تلفظ را لحاظ و آنهایی که (حتی) مینویسند، قاعدهی زبان عرب را رعایت میکنند. در واقع هیچ یک غلط نیست.)) و من الله التوفیق کرج ۱۳۸۷ فضل الله نکولعل آزاد
www.lalazad.blogfa.com
www.fazlollahnekoolalazad.blogfa.com
]]>از نشانی زیر میتوانید به نسخهای فشرده از پروندههایی باقالب mp4 دسترسی داشته باشید.
]]>A way of simple and fast learn networks concepts as well as cheap solution for real work. First of all how to run a home lab with mikrotik we use an ordinary PC as our homelab platform
Step by step
Mikrotik website download mikrotik RouterOS x86 iso image
Virtualbox
Create new virtual machine and then select Other unknown 64 bit procede with regular installation process and then enable Vtx virtualization to speed up proposes. in system process settings.
Start created virtual machine put it mikrotik-7.10.1.iso to CD drive and let it install by press i and enter key in boot screen
let it install OS and exit iso file
first start
login to console
user: admin
password: empty
Run command to get IP from internal dhcp server
/ip dhcp-client add interface=ether1 disabled=no
ip/address/ print
You must see somethings similar to
[admin@MikroTik] > ip/address/print
Flags: D - DYNAMIC
Columns: ADDRESS, NETWORK, INTERFACE
# ADDRESS NETWORK INTERFACE
0 D 10.0.2.15/24 10.0.2.0 ether1
Now we have a valid for this machine we can use NAT interface on virtualbox to connect from Host(local machine) to Guest(Mikrotik machine)
Inside virtualbox setting network adaptor NAT enable port forwarding feature and insert these two rules to enable ssh and webaccess to Mikrotik from Host machine.
| Name | Protocol | Host IP | Host Port | Guest IP | Guest Port |
| SSH | TCP | 127.0.0.1 | 9090 | 10.0.2.15 | 22 |
| WebUI(webfig) | TCP | 127.0.0.1 | 8080 | 10.0.2.15 | 80 |
This means that every packet send 9090 and 8080 on localhost redirects to corresponding port on IP address 10.0.2.15
How to use MikroTik from HOST?
We have three way to use Mikrotik virtualized solution
127.0.0.1:8080 in browser.but how can use a named address to achive webUI?
instead of using IP:Port tuple we want to type a domain like webfig.ir to connect.
For that purpose we need a reverse proxy solution. (some notes about reverse proxy)
nginx webserver program use as reverse proxy.
Here is config file
/etc/nginx/conf.d/local_proxy.conf
server {
listen 80;
server_name webfig.ir;
location / {
proxy_pass http://127.0.0.1:8080/;
}
}
Above config block create a new server which serves on local system.
This server work in this manner
Input
webfig.ir:80Output
http://127.0.0.1:8080Serves on hostname webfig.ir and port 80
accepts traffics on above address
Redirects all traffics to http://127.0.0.1:8080
# check nginx config
sudo nginx -t
# restart nginx service to take effect changes
systemctl restart nginx
To use webfig.ir in browser next step is to resolve address to IP.
simplest solution is to use /etc/hosts
127.0.0.1 webfig.ir
Or we can use simpleproxy program to implement reverse proxy
sudo apt install simpleproxy
sudo simpleproxy -L webfig.ir:80 -R 127.0.0.1:8080
After all we can use http://webfig.ir as MikroTik webUI address in web browser.
With terminal emulator ssh to MikroTik ssh server to get a Console access.
ssh -p 9090 [email protected]
To use simpler command we need add config to ~/.ssh/config
ssh mikrotik
$ cat ~/.ssh/config
Host mikrotik
HostName 127.0.0.1
User admin
Port 9090
KexAlgorithms diffie-hellman-group-exchange-sha256
Also we can get ride of password with copy public key to MikroTik.
winbox.exe official program.sudo apt install wine
wine winbox64.exe