در جست‌وجوی آزادی منتشر شده با پروانهٔ CC-BY-SA https://gnu.rocks/ Tue, 02 Dec 2025 19:13:35 +0330 Tue, 02 Dec 2025 19:13:35 +0330 Jekyll v4.4.1 چرا دیگر عضو تهلاگ نیستم؟ <p>برای من، فعالیت در تهلاگ از اول یک ماجرای فنی نبود. اصلاً از دید من مسايل فنی به هیچ وجه ارزش این که آدم براشون وقت و انرژی بذاره رو ندارن. اگه فقط قرار بود یک «گروه کاربران گنو/لینوکس» باشه که هر از گاهی دور هم جمع می‌شن؛ یه گنو/لینوکسی نصب می‌کنن، بسته‌هاشون رو عوض می‌کنن و می‌رن من این‌همه سال براش وقت و اعصاب نمی‌گذاشتم.</p> <p>اون‌چه که من رو به تهلاگ وصل می‌کرد ایده‌های مدرن و مترقی چپ بود که اشکان قاسمیِ فقید لاگ تهران رو بر اساس اون‌ها بنا گذاشت؛ اندیشه‌هایی که توشون <strong>فلسفهٔ آزادی</strong> و <strong>آزاداندیشی و رهایی انسان</strong> اولویت مطلق رو دارن؛ بالاتر از هر امر فنی و غیرفنی دیگه‌ای. لینوکس، گنو، بی‌اس‌دی و بقیه ابزارهایی بودن برای هدف <strong>آزادی</strong>: آزادی نرم‌افزار، آزادی دانش و آزادی بیان.</p> <p>متن فعلی معرفی تهران‌لاگ روی پایگاه وبش تصویری نسبتاً خنثا و فنی می‌ده:</p> <blockquote> <p>گروه کاربران گنو/لینوکس تهران یا «تهران‌لاگ» گروهی مستقل از کاربران کامپیوتر علاقه‌مند به گنو/لینوکس ساکن تهران است… تم محوری جلسات تهران‌لاگ نرم‌افزار آزاد است… محیطی برای تبادل نظر، یادگیری، نتورکینگ و…</p> </blockquote> <p>این توصیف، غلط نیست؛ ولی <strong>ناقص</strong> است و مهم‌تر از ناقص بودن، گویی عامدانه «پیشینهٔ فکری و سیاسی» این فضا رو پاک می‌کنه. تهلاگ فقط یک «باشگاه فناوری» نبود؛ یه <strong>جمع آزادی‌خواه</strong> بود که نرم‌افزار آزاد ابزارشه.</p> <hr /> <h3 id="از-اشکال-اجرا-تا-برنامهٔ-آگاهانه">از «اشکال اجرا» تا «برنامهٔ آگاهانه»</h3> <p>در این سال‌ها وقتی مشکلی می‌دیدم سعی می‌کردم با حسن‌نیت نگاه کنم. با خودم می‌گفتم:</p> <ul> <li>«این اختلاف سلیقه‌ است. من یه مدل کار می‌کنم؛ یکی یه مدل دیگه.»</li> <li>«این‌ها ایراد تاکتیک و اجراست؛ نه مسئله بنیادی.»</li> <li>«اگه بیش‌تر حرف بزنیم جا می‌افته و به نقطهٔ مشترک مي‌رسیم.»</li> </ul> <p>به همین خاطر با این که نشونه‌ها رو می‌دیدم باز هم تلاش می‌کردم از درون اصلاح کنم؛ بحث کنم؛ هشدار بدم و استدلال بیارم.</p> <p>اما کم‌کم چیزی عوض شد. نه لزوماً در واقعیت بیرون؛ بلکه در <strong>درک خودم</strong> از ماجرا.</p> <p>چند چیز به‌مرور برای من روشن‌تر شد:</p> <p>۱. تکرار شدن الگوها و تصادفی نبودنشون</p> <ul> <li>تصمیم‌های مهم خارج از جمع فعال گرفته می‌شن.</li> <li>کسایی که کار می‌کنن آخرین نفری‌ن که خبردار می‌شن.</li> <li>هر بار که نقد جدی می‌شه، واکنش‌ها تدافعی، شخصی و با برچسب زدنه. اگه چیزی یکی دوبار اشتباه اجرا باشه، می‌شه اسمش رو «سوتی» گذاشت؛ ولی وقتی سال‌ها تکرار می‌شه دیگه «سوتی» نیست؛ <strong>روال</strong> است.</li> </ul> <p>۲. جابه‌جایی «خط قرمز»ها و «موفقیت»ها وقتی پای حامی‌هایی مثل ابر آروان وسط اومد من این رو یک سقوط اخلاقی دیدم: جمعی که برپایهٔ آزادی بنا شده می‌ره زیر نشان شرکتی که نقش جدی در زیرساخت سرکوب و سانسور داره و دستش به خون مردم آلوده است. ولی در عمل دیدم که برای بخشی از گردانندگان این نه‌تنها مشکل نبود که اتفاقاً یه <strong>گام رو به جلو</strong> بود:</p> <ul> <li>«اسپانسر پولدار داریم»</li> <li>«می‌تونیم رویداد پرزرق‌وبرق‌تر برگزار کنیم»</li> <li>«برامون جاهای مختلف تبلیغ می کنن»</li> <li>«اسم لاگ مطرح‌تر می‌شه» یعنی چیزی که برای من «خیانت به فلسفهٔ اولیه» بود برای اون‌ها یه جور <strong>موفقیت در اجرای نقشه</strong> بود.</li> </ul> <p>۳. دعوا بر سر هدف و نه ابزار برای مدت‌ها برداشت من این بود که همه قبول داریم تهلاگ باید جمعی آزاد و منتقد قدرت باشه؛ فقط سر این‌که چطور به این برسیم اختلاف داریم. ولی کم‌کم دیدم نه؛ برای بعضی‌ها تهلاگ <strong>هیچ‌وقت</strong> قرار نبوده جایی برای نقد جدی قدرت و ساختار باشه! تهلاگ برای اون‌ها بیش‌تر یه جمع فنی برای برندسازیه که می‌تونه بستری برای ارتباط با شرکت‌ها برای برگزاری رویداد توسعه‌دهنده‌محوره که «آزادی نرم‌افزار» توش یه شعار تزئینی روی دیواره؛ نه قطب‌نمای اخلاقی!</p> <p>در این نقطه، فهم من از ماجرا عوض شد. مشکل اصلاً «شیوه‌های متفاوت رسیدن به یه هدف» نبود؛ بلکه هدف ما اصلاً هیچ اشتراکی با هم نداشت.</p> <hr /> <h3 id="وقتی-مشکل-برای-دیگری-ویژگی-است">وقتی «مشکل» برای دیگری «ویژگی» است</h3> <p>اگه دو نفر یه برنامه بنویسن و یکی بگه «این خط مشکل داره. باید درستش کنیم» و اون یکی بگه «نه! این دقیقاً همون کاری رو می‌کنه که من می‌خواستم» دیگه دعوا سر «کی بهتر پیاده می‌کنه» نیست؛ بلکه سر <strong>چی درسته</strong> و <strong>برنامه اصلاً برای چی نوشته شده</strong> است.</p> <p>من در تهلاگ کم‌کم به همین نقطه رسیدم:</p> <p>من:</p> <ul> <li>استفاده از حامی‌ای مثل ابر آروان،</li> <li>تصمیم‌گیری پشت‌پرده،</li> <li>بی‌تفاوتی نسبت به نقش ساختارهای قدرت، رو <strong>مشکلات جدی اخلاقی و سیاسی</strong> می‌دیدم.</li> </ul> <p>اون‌ها: این‌ها رو <strong>مسیر طبیعی رشد لاگ</strong> می‌دیدند:</p> <ul> <li>ارتباط با شرکت‌ها،</li> <li>جذب منابع،</li> <li>حرفه‌ای‌تر شدن ظاهر،</li> <li>بی‌حاشیه نگه داشتن رویداد.</li> </ul> <p>جایی که من دکمهٔ «توقّف» رو می‌دیدم، اون‌ها دکمهٔ «ادامه» رو می‌زدند.</p> <p>این‌جا بود که فهمیدم این روند، از منظر کسانی که دارند جلو می‌برنش، اصلاً «مشکل» نیست؛ بلکه عین پیشرفت موفق طبق نقشه است.</p> <p>از این به بعد ادامه دادن تلاش برای «اصلاح از درون» بیش‌تر شبیه اینه که بخوای با چند تا وصله، ذات کدی که اساساً برای کار دیگه‌ای نوشته شده رو عوض کنی.</p> <hr /> <h3 id="چرا-در-نهایت-بیرون-ایستادم">چرا در نهایت بیرون ایستادم؟</h3> <p>نقطه‌ای که تهلاگ از شرکت‌های بدنامی مثل ابر آروان حمایت گرفت و ازشون تقدیر کرد برای من تبدیل شد به لحظه‌ای که اتصال بین تهلاگ اشکان قاسمی (یا لااقل تصوّر من از اون) و اون‌چیزی که امروز بهش می‌گن تهلاگِ پاره شد. از اون‌جا به بعد دیگه نمی‌تونستم با خودم رو راست باشم و بگم «این‌ها فقط اشتباه اجراین، و درست می‌شن». نه، این‌ها داشتن <strong>مطابق یه نقشهٔ دیگه</strong> «درست می‌شدن»؛ نقشه‌ای که من نه قبولش دارم و نه حاضرم اسمم کنارش قرار بگیرد.</p> <p>از اون‌جا به بعد موندن من در تهلاگ دیگه «وفاداری به یه ایدهٔ مشترک با اجرای ناقص» نبود؛ بلکه عملاً تزریق مشروعیت به روندی بود که با ایدهٔ اولیه و با باورهای خودم در تضاده.</p> <p>برای همین، تصمیم گرفتم بیرون بایستم. نه از لج و قهر کودکانه؛ بلکه به این دلیل ساده که وقتی چیزی که تو «خط قرمز» می‌بینی برای بقیه «موفقیت» حساب می‌شه دیگه تلاش برای بهبودش اصلاح نیست؛ خودفریبیه.</p> <hr /> <h3 id="اگه-قرار-باشه-تهلاگ-واقعاً-اصلاح-بشه-چی">اگه قرار باشه تهلاگ واقعاً اصلاح بشه چی؟</h3> <p>برای من مسئله این نیست که تهلاگ حامی داشته باشه یا نه؛ بلکه اینه که چه‌طور تصمیم گرفته می‌شه که کی حامی باشه. اینه که چه‌طور تصمیم گرفته می‌شه که لاگ کجا وایسه؛ چی رو نقد کند و چی رو «موفّقیت» تعریف کنه. تا وقتی <strong>شکل تصمیم‌گیری</strong> همونی باشه که امروز هست بود و نبود یه حامی تأثیری در ماجرا نداره.</p> <p>اگه قرار باشد تهلاگ به چیزی شبیه تصوّر من نزدیک بشه چند تا تغییر ریشه‌ای لازمه:</p> <p>۱. قدرت از پایین به بالا، نه برعکس</p> <p>تصمیم‌های اساسی مثل همکاری با شرکت‌ها، تعریف «خط قرمز»ها، نحوهٔ خرج کردن پول و… نباید در یه حلقهٔ محدود و پشت درهای بسته گرفته و بعد به بقیه «اعلام» بشن. جمعی که کار می‌کنه باید همون جمعی باشد که تصمیم می‌گیره: در جلسه‌های علن با صورت‌جلسهٔ شفاف و قابل دسترس و البته قابل نقد. نباید هیچ «هستهٔ نامریی» و «صاحب‌اختیار نهایی» بالای سر جمع وجود داشته باشه.</p> <p>۲. نقش‌های گردشی، نه صندلی‌های دائمی</p> <p>نقش‌هایی چون مسئول جلسه، مدیر کارساز، نگه‌دارندهٔ دامنه، مسئول شبکه‌های اجتماعی و… نباید تبدیل به «مالکیت شخصی» بشن؛ بلکه باید دوره‌ای و انتخابی باشن و همیشه به کل جامعه پاسخگو بوده و به دست اون‌ها قابل عزل باشن.</p> <p>ابزارها و دسترسی‌ها از دامنه و کارساز گرفته تا گذرواژهٔ کانال‌ها باید <strong>اموال عمومی</strong> باشن؛ نه گروگان چند نفر! درست همون‌طور که نرم‌افزار آزاد «مالکیت انحصاری نرم‌افزار» رو نقد می‌کنه تهلاگ هم باید مالکیت انحصاری زیرساخت‌های خودش رو نقد کنه.</p> <p>۳. شفافیت مالی و معیارهای اخلاقیِ روشن</p> <p>هر حمایتی که وارد تهلاگ می‌شه باید پیش از پذیرش بهصورت عمومی مطرح بشه:</p> <ul> <li>این پول از کجا می‌آد؟</li> <li>این نهاد چه نقشی در ساختار قدرت داره؟</li> <li>پذیرشش چه تصویری از تهلاگ می‌سازه؟</li> <li>این حامی دنبال چی بوده که این حمایت رو کرده؟</li> </ul> <p>اگه قراره کمک مالی یا لجستیکی پذیرفته بشه معیارش نباید «بزرگی وجه» یا «در چشم بودن رویداد» باشد؛ بلکه باید همخوانی با آزادی، کرامت انسانی و امکان نقد آزادانهٔ همون حامی باشه. اگه حامی‌ای وجود داره که نمی‌شه روی همون صحنه‌ای که پولش داده نقدش کرد، اون پول دیگه حمایت نیست؛ حق‌السکوت جمعیه!</p> <p>۴. استقلال از پروژه‌های برندسازی شخصی و شرکتی</p> <p>تهلاگ اگر قراره چیزی بیش از یه باشگاه فنی باشه نباید تبدیل به نردبون شغلی چند نفر یا ویترین چند شرکت بشه. همکاری با شرکت‌ها اگر هم هست باید با قراردادهای روشن باشه، استقلال محتوایی و امکان نقد رو تضمین کنه و همیشه این اصل رو حفظ کنه که جمع، از انسان و آزادی انسان نمایندگی می‌کنه؛ نه از یک برند تجاری.</p> <p>کوچیک‌ موندن، کم‌خرج بودن و کند رشد کردن اگه بهای حفظ این استقلال باشه از نظر من فضیلته، نه ضعف!</p> <p>۵. برنامه‌ریزی جمعی بر پایهٔ یاری متقابل و نه رقابت</p> <p>تهلاگ در رویای شخصی من یه جمع خودگردانه؛ نه یه رویدادِ پرزرق‌وبرق. یعنی توش آدم‌ها برای هم وقت و انرژی می‌ذارن بدون این‌که به «بازگشت سرمایه» فکر کنن؛ دانش و تجربه‌شون رو مثل آزادانه در اختیار هم می‌ذارن و همزمان در برابر هر نوع سازوکاری که انسان‌ها را به «منابع» و «سرمایهٔ انسانی» تقلیل می‌ده می‌ایستن.</p> <p>این یعنی مخالفت جدی با تبدیل تهلاگ به «بازار کار» یا «اکوسیستم استارتاپی» که توش آزادی نرم‌افزار فقط یک شعار تزئینی گوشهٔ پرده است.</p> <hr /> <p>برای من، اصلاح تهلاگ اگه قرار باشه معنایی داشته باشه از <strong>لغو تمرکز قدرت</strong>، <strong>مالکیت اشتراکی روی تصمیم‌ها و زیرساخت‌ها</strong> و تغییر دیدگاه به انشان‌ها از ابزار، بازار و سرمایهٔ کار به شرکایی برابر در یک جمع آزاد آغاز می‌شه.</p> Tue, 02 Dec 2025 00:00:00 +0330 https://gnu.rocks/2025/why-quitting-tehlug/ https://gnu.rocks/2025/why-quitting-tehlug/ lug freesoftware freedom فرهنگ آزاد راهنمای برگزاری همایش برخط نامتمرکز <p>حال که همه‌گیری ویروس کرونا، این توفیق اجباری را فراهم کرده که گردهمایی‌ها به صورت برخط برگزار شوند، باید تلاش کنیم که محدودیت‌های دنیای واقعی را کورکورانه در جهان برخط نیز به دوش نکشیم و تا جای ممکن، از این محددیت‌ها بکاهیم. در ادامه، روشی برای برگزاری همایش‌هایی چون روز آزادی نرم‌افزار پیشنهاد می‌شود که البته، به دلیل تازه بودن این مفهوم، خام‌دستانه بوده و در آینده، با تفکر بیش‌تر و ورود تجربیات تازه، به‌روز خواهد شد. همرسانی نظرها، پیشنهادها و نقدها به این موضوع، بی شک موجب رشد و بهبود این طرح و کمک به اجتماع‌هایی نظیر اجتماع کاربری نرم‌افزار آزاد خواهد شد.</p> <p>روند برگزاری همایش به دو بخش پیش از همایش و روز نمایش تقسیم می‌شود.</p> <h2 id="پیش-از-همایش">پیش از همایش</h2> <p>آن‌چه که پیش از همایش لازم است، سکویی برای انتشار آزاد پرونده‌های ویدیویی است. این سکو می‌تواند نمونه‌ای از <a href="https://joinpeertube.org">پیرتیوب</a> یا هر فناوری مناسب دیگری باشد. در صورت امکان، حتا می‌توان از یک کانال، روی نمونه‌ای از پیرتیوب استفاده کرد و ویدیوها را آن‌جا بازنشر داد؛ هرچند این کار، از خودکار بودن روند برگزاری پس از مشخّص شدن مکان بارگزاری می‌کاهد، ولی نیاز به تمرکز در ابتدای کار را از بین می‌برد.</p> <p>با اعلام سکوی مشخّص‌شده در مدّت زمانی معقول پیش از روز نمایش، از افراد خواسته می‌شود ارائه‌های خود را به صورت ویدیویی ضبط کرده و پس از اطمینان از محتوای ارائه‌شده، آن را روی سکوی مورد نظر بارگذاری کنند.</p> <p>با آغاز از زمان مشخّص‌شده برای شروع همایش، هر ویدیوی بارگذاری شده، با یک گام زمانیِ از پیش تعیین‌شده، مدّت زمانی برای پرسش و پاسخ مربوط به آن ارائه برایش مشخّص می‌شود. برای مثال، نخستین ویدیوی بارگذاری شده، ساعت ۱۰، دومی ساعت ۱۰:۳۰، سومی ساعت ۱۱ و همین‌طور تا پایان ارائه‌ها، زمان‌ها به صورت خودکار برایشان تخصیص داده می‌شود.</p> <p>مخاطبین می‌توانند در فاصلهٔ بین بارگذاری ارائه و روز همایش، ارائه‌ها را مشاهده کرده و در صورت نیاز، نکات مربوط به آن را یادداشت کرده و زمان شروع جلسهٔ پرسش و پاسخ آن را محاسبه کنند.</p> <h2 id="روز-همایش">روز همایش</h2> <p>در روز همایش، در ساعت اعلام شده، اتاق گفت‌وگو که می‌تواند نمونه‌ای از <a href="https://bigbluebutton.org">بیگ‌بلوباتن</a> باشد، گشوده شده و نخستین ارائه‌دهنده، آمادهٔ پاسخ‌گویی به پرسش‌ها و نکات مخاطبان است. پس از پایان زمان تخصیص‌یافته، ارائه‌دهندهٔ بعدی، اتاق را در دست گرفته و به پرسش‌های مخاطبان خود پاسخ می‌دهد. این روند تا پایان همایش ادامه خواهد یافت.</p> <h2 id="مزیت‌ها">مزیت‌ها</h2> <ul> <li>نداشتنن تمرکز و جلوگیری از کند شدن روند برگزاری.</li> <li>نبودن فرایند داوری و گزینش ارائه‌ها و عدم دخالت سلیقه.</li> <li>مشخّص بودن برنامهٔ زمان‌بندی به صورت خودکار از پیش.</li> <li>وجود امکان ویرایش و رفع مشکلات برای ارائه‌دهنده.</li> <li>وجود زمان برای دیدن ارائه‌ها، فکر کردن روی آن‌ها و رسیدن به پرسش.</li> <li>امکان گزینش و حضور فقط در پرسش و پاسخ مورد نظر فرد.</li> <li>نبودن محدودیت زمانی برای پرسش و پاسخ هر تعداد ارائه.</li> </ul> <h2 id="معایب">معایب</h2> <p>هنوز معایبی برای این مدل برگزاری پیدا نشده است. خوشحال می‌شوم با نظرات خود، این نوشته را کامل‌تر کنید.</p> Sun, 09 Aug 2020 00:00:00 +0430 https://gnu.rocks/2020/online-conference/ https://gnu.rocks/2020/online-conference/ online meeting seminar conference فرهنگ آزاد گنو یا لینوکس <p>این که نام سیستم‌عاملی که ما در قالب توزیع‌هایی مانند اوبونتو استفاده می‌کنیم چیست، در سال‌های اخیر، اختلاف نظرهای بسیاری را برانگیخته است. در این جستار تلاش می‌کنیم تا با بررسی علمی و به دور از هیجان‌های رایج در این زمینه، به نتیجهٔ درست برسیم.</p> <h2 id="سیستم‌عامل">سیستم‌عامل</h2> <p>در تعریف سیستم‌عامل، بزرگان فن سخن بسیار رانده‌اند. با این حال، هیچ‌یک هنوز به تعریف کاملاً دقیقی از آن دست نیافته‌اند. با این حال، همانگونه که <a href="https://gnu.rocks/2015/gnu-hurd/">پیش‌تر</a> بیان شد، اندرو تنن‌باوم که از بزرگ‌ترین افراد متخصّص در این حوزه است، بهترین تلاش خود را برای تعریف سیستم‌عامل به این صورت بیان می‌کند:</p> <blockquote> <p>سیستم‌عامل عبارت است از یک مجموعهٔ نرم‌افزاری متشکّل از کرنل و هر آن‌چه مستقیماً با کرنل کار می‌کند، مانند کتاب‌خانه‌ها، میان‌افزارها، کامپایلرها و ابزارهای توسعه. کرنل در این میان بخشی است که مستقیماً با سخت‌افزار صحبت کرده و وظیفهٔ اختصاص منابع را برعهده دارد.</p> </blockquote> <h2 id="درک-جایگاه‌ها">درک جایگاه‌ها</h2> <p>هنگامی که لینوس توروالدز، دانشجوی فنلاندی دانشگاه هلسینکی که در سال ۱۹۹۱، حدود یک دهه پس از شکل‌گیری و گسترش استفاده از سیستم‌عامل گنو، شروع به کارش روی لینوکس را در گروه خبری مینیکس <a href="https://groups.google.com/group/comp.os.minix/msg/b813d52cbc5a044b">اعلام می‌کند</a>، اعتراف می‌کند که پروژه‌اش یک تفریح بوده و قرار نیست چیزی به بزرگی گنو و آن‌قدر حرفه‌ای باشد. همین بیانیه، جایگاه گنو را پیش از انتشار لینوکس به روشنی نشان می‌دهد. حتا پس از انتشار لینوکس نیز، لینوس توروالدز در <a href="https://www.kernel.org/pub/linux/kernel/Historic/old-versions/RELNOTES-0.01">یادداشت انتشار</a> آن در بخش مربوط به حق رونوشت چنین می‌نویسد:</p> <blockquote> <p>متأسّفانه یک کرنل به تنهایی راه به جایی نمی‌برد، برای داشتن یک سامانهٔ قابل استفاده، نیاز به یک پوسته، کامپایلرها، یک کتاب‌خانه و… دارید. این‌ها قسمت‌هایی مجزّا هستند که ممکن است تحت حق رونوشتی محکم‌تر (یا حتا نرم‌تر) باشند. اکثر ابزارهای مورد استفاده برای لینوکس، نرم‌افزارهای گنو هستند و تحت <a href="https://gnu.rocks/2016/copyleft/">کپی‌لفت</a> گنو قرار دارند.</p> </blockquote> <p>در مورد بالا، به جز پوستهٔ بش که البته آن هم جزیی از پروژهٔ گنو است، مقصود از کامپایلرها gcc و مقصود از کتاب‌خانه glib است که هر دو از اجزای سیستم‌عامل گنو هستند.</p> <h2 id="لینوکس-و-glib">لینوکس و glib</h2> <p>خود لینوکس به صورت ذاتی چیزی جز حدود ۳۸۰ فراخوانی سامانه نیست. طبق تعریف تنن‌باوم از سیستم‌عامل، می‌توان نشان داد که این فراخوانی‌ها هم‌چنین تنها توسّط خود سیستم‌عامل قابل دسترسی بوده و توان پاسخگویی مستقیم به برنامه‌های کاربردی را ندارد. بنا بر این نرم‌افزارهای کاربردی، با بخش‌های غیر کرنلی سیستم‌عامل در ارتباط بوده و هرگز جز با پرسش از خود سیستم‌عامل، متوجّه حضور و نوع کرنل به کار رفته در آن نخواهند شد.</p> <p>در مقابل کتاب‌خانهٔ glib به عنوان بخش اصلی سیستم‌عامل گنو در لایهٔ اجرایی، مانند یک پوشش روی کرنل است که بیش از ۲۰۰۰ زیرروال را برای فراخوانده شدن توسّط برنامه‌ها فراهم کرده و در لایهٔ زیرین خود، به ارتباط با کرنل می‌پردازد. بنا بر این با تغییر دادن این لایهٔ زیرین و تطبیق آن با فراخوانی‌های سامانهٔ کرنل‌های دیگر می‌توان آن را برای هر کرنل دیگری با ساختار پازیکس قابل استفاده کرد.</p> <p><img src="/assets/2017-07-31/Glib.png" alt="Linux SCI and Glibc" /></p> <p>از این روست که می‌بینیم بخش عمدهٔ مخازن توزیع بزرگی مانند دبیان، بدون تلاش‌های بسیار بزرگ از جانب توسعه‌دهندگان این توزیع، برای کرنل‌های مختلفی چون لینوکس، هرد، مینیکس، kFreeBSD و… پورت شده‌اند، زیرا که اکثر برنامه‌های کاربردی، برای اجرا روی سیستم‌عامل گنو نوشته شده‌اند و نه کرنل لینوکس.</p> <p>از سوی دیگر می‌توان نگاهی به برنامه‌های سیستم‌عامل اندروید داشت. همان‌طور که احتمالاً می‌دانید، اندروید نیز یکی از سیستم‌عامل‌هایی است که از لینوکس به عنوان کرنل استفاده می‌کند. ولی برنامه‌های نوشته موجود برای این سیستم‌عامل، در توزیع‌های گنو مانند اوبونتو و… به صورت بومی قابل اجرا نیستند. عمدهٔ برنامه‌های این سیستم‌عامل به صورت قرنطینه و روی زیرساختی با نام ART اجرا می‌شوند که خود، برای کار با کتاب‌خانه‌ای با نام <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Bionic_(software)">بایونیک</a> که بخش اصلی سیستم‌عامل اندروید در لایهٔ اجرایی است نوشته شده است. دلیل اجرا نشدن این برنامه‌ها و برنامه‌های دیگری که به کمک جعبهٔ توسعهٔ بومی (NDK) به صورت مستقیم با بایونیک کار می‌کنند، به صورت بومی در توزیع‌های گنو، این است که مانند مورد مشابه در گنو، همهٔ این برنامه‌ها برای اجرا روی سیستم‌عامل اندروید نوشته شده‌اند و نه کرنل لینوکس.</p> <p>گفتنی است به تازگی پروژه‌ای با نام <a href="https://github.com/libhybris/libhybris">هیبریس</a> شروع به توسعه کرده است که تلاش دارد همان‌گونه که <a href="https://www.winehq.org/">واین</a> لایهٔ سازگاری دودویی برای تبدیل زیرروال‌های ویندوز به زیرروال‌های پازیکس گنویی را فراهم می‌کند، یک لایهٔ سازگاری برای تبدیل زیرروال‌های بایونیک به glib را ایجاد کند. البته این پروژه هنوز در ابتدای راه است و به دلیل یکسان بودن کرنل گنو و اندروید، تمرکزش روی تبدیل فراخوانی‌های صرفاً وابسته به کرنل، مانند راه‌اندازهای سخت‌افزاری و… است.</p> <h2 id="نام‌گذاری">نام‌گذاری</h2> <p>اصل کلّی در نام‌گذاری نرم‌افزارها این است که به پدیداورندهٔ آن، حق گذاشتن هرنام دل‌خواهی را روی نرم‌افزارش دارد. ولی حق دخالت درنام‌گذاری دیگر محصولاتی که با نرم‌افزارش در تعامل هستند را ندارد. برای مثال، توسعه‌دهندگان GNOME در سال ۲۰۱۰ نام میزکارشان را به Gnome <a href="https://mail.gnome.org/archives/marketing-list/2010-April/msg00031.html">تغییر دادند</a> و کاملاً‌ هم اختیار این کار را داشتند، ولی نمی‌توانستند و نمی‌توانند در نام‌گذاری Ubuntu که به صورت پیش‌گزیده از میزکار گنوم بهره می‌برد دخالتی داشته باشند.</p> <p>به همین صورت، لینوس توروالدز این حق طبیعی را دارد که نام خود را روی کرنلی که ایجاد کرده بگذارد، ولی برای مثال حق تغییر نام سیستم‌عامل اندروید را که به صورت پیش‌گزیده از لینوکس به عنوان کرنل استفاده می‌کند ندارد و تنها مرجع قابل قبول برای تعیین نام اندروید، تا زمانی که از بایونیک استفاده می‌کند، توسعه‌دهندهٔ اصلی و صاحب‌امتیاز نشان تجاری آن، یعنی گوگل است. برای درک بهتر این موضوع، خوب است به <a href="https://lineageos.org/">لینیج اواِس</a> نگاهی بیندازیم که با وجود تمام تفاوت‌های پایه‌ایش با اندرویدِ موجود، به دلیل استفاده از بایونیک، خود را یک توزیع اندروید و نه یک سیستم‌عامل جدید می‌خواند.</p> <p>همین امر در مورد سیستم‌عامل گنو نیز صادق است. توسعه‌دهندگان اصلی این سیستم‌عامل، نام گنو (و نه نام خودشان) را بر این سیستم‌عامل گذاشته‌اند و فارق از نرم‌افزارهای به کار رفته در آن، باید همواره از آن به همین نام یاد شود. با نگاهی به دیگر سیستم‌عامل‌های مطرح دنیا نیز در می‌یابیم که نوع و نام کرنل به کار رفته در سیستم‌عامل، نقشی در نام‌گذاری آن سیستم‌عامل نداشته و همواره از یک سیستم‌عامل، با نام خودش یاد شده است. با این حال، گنو تنها سیستم‌عاملی است که به دلیل پایبندی بیش‌ازحد توسعه‌دهندگانش به اخلاق حرفه‌ای، این اجازه را داده‌اند که در توزیع‌هایی از این سیستم‌عامل که با کرنل‌های مختلف ارائه می‌شود، برای اعتبار دادن به پروژه‌های خارج از گنو، نام آن‌ها نیز در ادامهٔ نام گنو بیاید.</p> <h2 id="شبهات-پرتکرار">شبهات پرتکرار</h2> <p>در ادامه تعدادی از شبهات بسیار دیده شده در مورد گنو و لینوکس آورده شده و تلاش شده به آن‌ها پاسخ داده شود. در صورت برخورد با شبهات مشابه، لطفاً آن‌ها را در قسمت دیدگاه‌ها بنویسید تا به متن افزوده شود.</p> <h3 id="گنو-فقط-یک-مجموعه-ابزار-است">گنو فقط یک مجموعه ابزار است.</h3> <p>گویندگان این جمله، سیستم‌عامل گنو را با پروژهٔ گنو اشتباه گرفته‌اند. پروژهٔ گنو، پروژه‌ای است که یک سال پس از معرّفی سیستم‌عامل گنو، به منظور نوشتن نرم‌افزارهای آزاد کاربردی برای سیستم‌عامل گنو شروع به کار کرد. حاصل این پروژه، بسیاری از نرم‌افزارهای آزاد است که امروزه بر روی سیستم‌عامل گنو استفاده می‌شود، ولی جزو خود سیستم‌عامل نیست؛ مانند ویرایشگرهای متن، بازی‌ها و…</p> <h3 id="گنو-فقط-یک-کامپایلر-است">گنو فقط یک کامپایلر است.</h3> <p>گنو یک کامپایلر نیست، بخشی از آن با نام GCC یک مجموعه کامپایلر است. این مجموعه به همراه کتاب‌خانهٔ glibc به عنوان پایهٔ اصلی سیستم‌عامل گنو نوشته شده و افراد غیرفنّی ممکن است نتوانند تفاوت این دو را به خوبی درک کنند. برای روشن‌تر شدن موضوع می‌توان به جعبه‌ابزار گرافیکی GTK اشاره کرد که به عنوان پایهٔ اصلی نرم‌افزار <a href="https://www.gimp.org/">گیمپ</a> نوشته شده، ولی گیمپ فقط یک جعبه‌ابزار گرافیکی نیست.</p> <h3 id="استالمن-گفته-بگویید-گنولینوکس">استالمن گفته بگویید گنو/لینوکس.</h3> <p>ادّعای درستی است. ولی توجّه داشته باشید که استالمن خواهش نکرده لینوکس را گنو/لینوکس بنامید. پس از گزینش لینوکس به عنوان کرنل آیندهٔ سیستم‌عامل گنو و هم‌زمان با کار گروه توسعهٔ گنو روی لینوکس برای سازگار کردن آن با سیستم‌عامل گنو، فهرست پستی گنو با رشته‌های متعدّدی پر شد که پس از تلاش‌های زیاد برای رفع مشکلات عجیبی که به نظر منطقی نمی‌رسیدند، مشخّص می‌شد فرد پرسشگر از لینوکس به جای کرنل مطرح وقت گنو یعنی تریکس استفاده می‌کرده است. بنا بر این استالمن از کابران گنو خواست در صورت استفاده از لینوکس به عنوان کرنل، در انتهای عنوان درخواست خود، برای مشخّص شدن کرنل مورد استفاده، عبارت «+لینوکس» را درج کنند. این سنّت بعدها منجر به نوشتن نام سیستم‌عامل به صورت گنو+لینوکس شد و پس از مدّتی به دلیل نیاز + به تایپ شدن با دو انگشت، به صورت گنو/لینوکس خلاصه شد. بنابراین خواهش استالمن گفتن این عبارت به ‌جای گنو بود و نه به‌جای لینوکس!</p> <h3 id="پس-دیگر-برنامه‌ها-چه">پس دیگر برنامه‌ها چه؟</h3> <p>برخی عنوان کرده‌اند اگر در نام سیستم‌عامل، گنو و لینوکس را می‌آوریم، چرا دیگر برنامه‌ها مانند آپاچی و گنوم و وی‌ال‌سی و… را نیاوریم. پاسخ به این پرسش بسیار ساده است. نخست این که نیازی به درج نام کرنل در سیستم‌عامل نیست و می‌توان به سادگی آن را فقط با نام خودش، یعنی گنو نامید. دوم این که این اجزا، بخشی از سیستم‌عامل نیستند که نامشان در نام سیستم‌عامل درج شود، زیرا نه کرنلند و نه مستقیماً با کرنل کار می‌کنند. حتا در صورتی که مستقیماً با کرنل کار می‌کردند نیز، بنا بر تعریف تنن‌باوم، خودشان بخشی از سیستم‌عامل می‌شدند و آنگاه تا زمانی که از glib استفاده می‌شد، تمام آن مجموعه نام گنو می‌گرفت.</p> <h2 id="نتیجه‌گیری">نتیجه‌گیری</h2> <p>با توجّه به تمام تفاسیر ارائه شده، می‌توان با قطعیت گفت که نام این سیستم‌عامل «گنو» است و در صورتی که لازم باشد نوع کرنل به کار رفته در آن مشخّص شود،‌ می‌توان آن نام را هم به گنو افزود.</p> <p>در پایان توصیهٔ من برای آنانی که سیستم‌عامل گنو را به نام‌های دیگری مانند لینوکس می‌خوانند این است که سیستم‌عامل خودشان را مستقل از گنو توسعه داده و سپس مانند گوگل با اندروید، سامسونگ با تایزن و… هر نامی که مایلند را روی آن بنهند.</p> Mon, 31 Jul 2017 00:00:00 +0430 https://gnu.rocks/2017/gnu-or-linux/ https://gnu.rocks/2017/gnu-or-linux/ gnu linux operating system kernel android گنو روز مبارزه با DRM <p>مدیریت حقوق دیجیتالی (Digital Rights Management)، نام عمل تحمیل محدودیت‌های فنّی‌ای است که آن‌چه کاربران می‌توانند با رسانهٔ دیجیتال انجام دهند را کنترل می‌کند. هنگامی که به وسیلهٔ یک نرم‌افزار، از رونوشت یا هم‌رسانی یک آهنگ، خواندن یک کتاب الکترونیک روی دستگاهی دیگر یا انجام یک بازی تک‌نفره بدون دسترسی به اینترنت منع می‌شوید، در واقع به‌وسیلهٔ DRM محدود شده‌اید، چرا که از انجام کاری که بدون وجود DRM می‌توانستید انجام دهید، جلوگیری شده است. این عمل کنترل بر تولید و پخش رسانه را شدّت بخشیده و به تاجران DRM، قدرت کتاب‌سوزان‌های بزرگ دیجیتالی و تجّسس وسیع در عادات رسانه‌ای مردم و از آن بدتر، قدرت کنترل بر ماشین‌ها، دستگاه‌های پزشکی، تلفن‌ها، رایانه‌ها و… را می‌دهد.</p> <p>از این رو، هواداران آزادی بیان و حقوق بشر، DRM را نه «مدیریت حقوق دیجیتالی»، که «مدیریت محدودیت‌های دیجتالی» (Digital Restrictions Management) می‌خوانند و می‌گویند اگر خواهان اجتناب از آینده‌ای هستیم که در آن، افزاره‌هایمان ابزار پایش و واپایش برهم‌کنشمان با رسانه‌های دیجیتال باشند، باید برای از دست ندادن کنترل بر رسانه‌ها و نرم‌افزارهایمان بجنگیم.</p> <blockquote> <h2 id="اگه-مردم-حتا-بفهمن-drmای-هم-وجود-داره-چی-هست-و-طرز-کارش-چیه-دخلمون-اومده">اگه مردم حتا بفهمن DRMای هم وجود داره، چی هست و طرز کارش چیه، دخلمون اومده!</h2> <p>پیتر لی، مدیر کمپانی دیزنی در گفت‌وگو با اکونومیست (۲۰۰۵)</p> </blockquote> <h2 id="چه-کسانی-drm-را-به-وجود-آوردند">چه کسانی DRM را به وجود آوردند؟</h2> <p>کارتل‌های بزرگ و سرمایه‌دار، همواره استادان محدودیت‌های دیجیتالی بوده‌اند و هستند. زمانی با دزد دریایی خواندن افرادی که از رسانه‌ها استفادهٔ شخصی می‌کردند، زمانی با وضع قانون‌های متجّرانه به عنوان پیشگری، دوره‌ای با تصویب مجازات‌های غیرعقلانی برای اعمال طبیعی و اکنون با آخرین فن‌آوری‌های روز دنیا. بنابراین عجیب نیست که در میان حامیان و سازندگان این مفهوم، نام‌هایی چون مایکروسافت، اپل، گوگل، دیزنی، سونی، آمازون و… را ببینیم. با نگاهی به پیشینه و شیوهٔ رفتاری هر یک از این موارد، می‌توان هدف آن‌ها را از خلق و استفاده از این فن‌آوری‌ها دریافت. DRM این اجازه را به ناشر می‌دهد که بدون دردسر، محدودیت‌هایی را فراتر از آن‌چه که حتا قانون‌هایی که خود، با اعمال قدرت، پرداخت هزینه و گمراهی قانونگزاران به تصویب رسانده‌اند اعمال کنند؛ چرا که تصوّر می‌کنند این عمل، سوددهی آنان را بیش‌تر خواهد کرد.</p> <p>این شرکت‌ها هم‌چنین به تازگی درتلاشند تا یک استاندارد DRM را وارد وب کنند تا از این طریق بتوانند بر رفتارهای افراد در مرورگرهای وبشان نیز کنترل و نظارت داشته باشند. برای مثال نت‌فلیکس قصد دارد از این طریق، کنترل کاملی بر چگونگی استفادهٔ اعضایش بر فیلم‌ها و سریال‌هایی که می‌بینند داشته باشد. هم‌چنین اسپاتیفای نظارت بر آهنگ‌هایی که افراد به آن‌ها گوش می‌کنند را در برنامهٔ خود دارد. این اقدامات با مخالفت‌هایی جدّی در حوزهٔ وب مواجه شده که تا کنون، هم‌چنان بحث و اختلاف نظر بر سر آن داغ است.</p> <h2 id="چه-کسانی-مخالفند">چه کسانی مخالفند؟</h2> <p>می‌توان تصوّر کرد که افراد و گروه‌های مدافع آزادی و حقوق بشر، عمدتاً رویکرد مخالف با این پدیده گرفته اند. ریچارد استالمن در جستار «حقّ خوانش»، DRM را نمونه‌ای از یک ویژگی مخرّب می‌شمرد که برای آسیب زدن به کاربر طرّاحی شده و از این رو قابل تحمّل نیست. بنیادهای مختلفی چون بنیاد نرم‌افزار آزاد(FSF) و بنیاد مرزهای دیجیتال(EFF) با راه‌اندازی پویش‌هایی مانند <a href="https://defectivebydesign.org">defectivebydesign</a> اقدام‌هایی عملی برای مبارزه با این پدیده راه‌اندازی کرده‌اند. هم‌چنین اهمّیت این ماجرا در حدی است که نهادهای بین‌المللی را نیز به واکنش واداشته است. برای مثال، سازمان علمی، آموزشی و فرهنگی ملّل متّحد (یونسکو) در <a href="https://assets.documentcloud.org/documents/3535173/Eme-Letter-Frank-La-Rue.pdf">نامه‌ای به تیم برنرز لی</a> (خالق وب)، DRM را ایده‌ای بسیار بد خوانده و از وی خواسته برای جلوگیری از قرار گرفتن چنین فن‌آوری‌هایی در وب تلاش کند.</p> <p>هم‌چنین پروانه‌های انتشار GPL نگارش ۳ و خانوادهٔ Creative Commons نگارش ۴، در مفاد قانونی خود، بندهایی را قرار داده‌اند که در عمل DRM را بی‌اثر کرده و از آلوده شدن موارد تحت حمایتشان به DRM جلوگیری می‌کند.</p> <p>دامنهٔ این اعتراضات تا جایی بالا گرفت که حامیان سرسخت این فن‌آوری‌ها را نیز وادار به عقب‌نشینی کرد. برای مثال بیل گیتس در سال ۲۰۰۶ اعلام کرد DRM چیزی که باید باشد، نیست. و باعث بروز مشکلاتی برای مصرف‌کنندگان قانونی هنگام متمایز کردن کاربران قانونی و غیرقانونی شده است. هم‌چنین استیو جابز در سال ۲۰۰۹ دستور حذف DRM از آهنگ‌های موجود در فروشگاه آی‌تونز اپل را داد.</p> <h2 id="چگونه-می‌توان-با-drm-مقابله-کرد">چگونه می‌توان با DRM مقابله کرد؟</h2> <p>نخستین و تنها راه قطعی مقابله با DRM، دوری از هرگونه محصولی است که به نوعی با DRM در ارتباط باشد. برای رسیدن به این هدف باید قید هرگونه محتوای دارای DRM را حتا در صورت توزیع رایگان آن محتوا زد و از آن استفاده نکرد.</p> <p>از راه‌های مفید دیگر برای دوری از DRM می‌توان به استفادهٔ صرف از نرم‌افزارهای کاملاً آزاد و تنظیم آن‌ها برای خودداری از پخش محتوای دارای DRM اشاره کرد، زیرا که به دلیل ماهیت مخرّب این فن‌آوری، قابلیت پیاده‌سازی آن به صورت آزاد وجود نداشته و نرم‌افزارهای آزاد نمی‌توانند به صورت توکار از DRM پشتیبانی کنند. روشی که این نرم‌افزارها در صورت اجبار به نمایش محتوای دارای DRM‌به کار می‌برند، استفاده از حباب‌های دودویی انحصاری‌ای است که از پیش روی دستگاه وجود دارد. سیستم‌عامل‌های آزاد مانند گنو/لینوکس، این حباب‌ها را داخل خود ندارند و کاربر اگر به صورت دستی آن‌ها را به سیستم‌عامل نیفزاید، لازم نیست نگرانی‌ای از این بابت داشته باشد، ولی سیستم‌عامل‌های انحصاری مانند ویندوز مایکروسافت و او‌اس اپل، عموماً به همراه این حباب‌ها عرضه می‌شوند. هم‌چنین برخی دستگاه‌ها که به همراه سیستم‌عامل انحصاری خود عرضه می‌شوند، مانند دستگاه‌های اندرویدی، کتاب خوان‌های کیندل و… نیز حاوی این حباب‌ها هستند که اگر هنگام خرید چنین دستگاه‌هایی، دقّت لازم انجام شود، می‌توان مدل‌هایی را برای خرید انتخاب کرد که توانایی هک شدن و برداشتن حباب‌های مربوط به DRM را داشته باشند.</p> <p>هم‌چنین یک راهکار بسیار مناسب برای گسترش موج مقابله با DRM، افزایش اطّلاعات و آگاهی‌رسانی دربارهٔ ماهیت DRM و مشکلات آن است.</p> <h2 id="وضعیت-drm-در-ایران">وضعیت DRM در ایران</h2> <p>همان‌طور که می‌دانید خوشبختانه ایران به دلیل عدم عضویت در معاهدهٔ کنوانسیون برن، مشمول قانون کپی‌رایت جهانی نیست. با این وجود، همانگونه که پیش‌تر اشاره شد، DRM ابزاری فراتر از قانون برای کنترل بدون اجازهٔ شرکت‌ها بر مردم است و از این رو، تمامی مشکلات DRM، در ایران و برای مردم ایران نیز برقرار است.</p> <p>ولی در کنار معضلاتی که شرکت‌های خارجی بر مردم ایران وارد می‌کنند، به تازگی شرکت‌ها و استارت‌آپ‌های داخلی نیز قدم در راه DRM گذاشته و بدون نگاه به وضعیت جهانی، راه به‌اشتباه رفتهٔ کمپانی‌های بزرگ را می‌روند. این شرکت‌ها که بیش‌تر در حوزهٔ کتاب‌های الکترونیک، موسیقی و فیلم فعّالند، از ناآگاهی مردم ایران از چیستی DRM و معضلات آن و نداشتن تجربهٔ عمومی مبارزه‌های دیگران علیه این ابزارها نهایت سوءاستفاده را برای رسیدن به سود بیش‌تر انجام می‌دهند.</p> <p>همان‌گونه که گفته شد برای مبارزه با این اقدامات، بهترین راه، استفاده نکردن از محصولات آنان و آگاه کردن مردم ایران نسبت به هزینه‌های بسیار زیادیست که برای داشتن یک تجربهٔ به ظاهر راحت‌تر می‌پردازند.</p> Sun, 09 Jul 2017 00:00:00 +0430 https://gnu.rocks/2017/drm/ https://gnu.rocks/2017/drm/ copyright DRM Free Software Licence surveillance control فرهنگ آزاد کپی‌لفت: آرمانگرایی عملگرایانه <p>برای درک اهمّیت کپی‌لفت، خوب است پیش از بیان تعریف آن، به مرور سرنوشت یک پروژهٔ نرم‌افزار آزاد بپردازیم. BSD یک سیستم‌عامل مبتنی بر یونیکس بود که نخستین بار در سال ۱۹۹۱ توسّط دانشگاه برکلی کالیفورنیا به صورت آزاد منتشر شد. پروانهٔ انتشار این سیستم‌عامل به گونه‌ای بود که هرگونه استفاده از کد مبدأ این سیستم‌عامل را مجاز می‌دانست. این امر موجب شد در سال ۱۹۹۴، مایکروسافت از کدهای این پروژه برای پیاده‌سازی پشتهٔ TCP/IP ویندوز استفاده کند و تغییرات آن را به صورت انحصاری برای خود نگه دارد. یک بار دیگر در سال ۲۰۰۱ نیز، شرکت اپل این سیستم‌عامل را برداشته و پس از تغییر در کدهای آن، آن را تبدیل به یک محصول انحصاری کرده و با نام OS X (بخوانید او.اِس تِن) منتشر کند. پیشرفت این سیستم‌عامل که یک کپی تقریباً برابر از BSD بود و به مرور امکانات بیش‌تری به صورت انحصاری بدان افزوده می‌شد، موجب رونق گرفتن محصول انحصاری جدید و فراموشی تدریجی BSD شد. در نتیجه، تلاش‌هایی که افراد بسیاری به منظور توسعهٔ آزادی نرم‌افزار انجام داده بودند و از وقت و توان خود برای این کار مایه گذاشته بودند، تبدیل به محصولی انحصاری شد که به جای پیشبرد آرمان‌های آنان، دقیقاً بر خلاف خواسته‌های توسعه‌دهندگانش عمل کرد.</p> <p>پس آن‌گونه که می‌بینیم، آزادی بدون قید و شرط نمی‌تواند تضمینی برای آزاد ماندن محصول به ما بدهد. اگر به دنیا واقعی نیز بنگریم، مرزهای آزادی نمی‌توانند تا انتها گشوده باشند؛ هرکس باید تا جایی آزاد باشد که محدودهٔ آزادی دیگران تجاوز نکرده باشد. از این روست که میان آزادی و بی‌بندوباری تفاوت می‌گذاریم. ولی در دنیای نرم‌افزار چگونه می‌توان این مرز را برای آزادی تعیین کرد. پاسخ این پرسش، کپی‌لفت است.</p> <p>کپی‌لفت می‌گوید که هر شخصی که نرم‌افزار را با یا بدون تغییر مجدداً منتشر کند، باید به همراهش آزادی تغییر و رونوشت را نیز منتقل کند. بدین صورت که نگارش‌های دیگر نرم‌افزاری با پروانهٔ انتشار کپی‌لفت، باید با همان پروانه یا یک پروانهٔ کپی‌لفت سازگار با پروانهٔ اصلی منتشر شوند. کپی‌لفت این پشتوانه را می‌دهد که تمام کاربران آزادی‌ها را در اختیار دارند. این کار محرّکی برای توسعه‌دهندگان است که چیزی به نرم‌افزار آزاد بیفزایند. خیلی از نرم‌افزارهای آزاد بااهمّیت مانند کامپایلر سی‌++ گنو، تنها به این دلیل است که وجود دارند.</p> <p class="center">#<img src="/assets/2016-01-15/category.png" alt="Category of Software" /></p> <p>دلیل نام‌گذاری این خاصیت به نام کپی‌لفت این است که قانون حق رونوشت (کپی‌رایت) به منظور محدود کردن کاربران و گرفتن ازادی‌های آنان در قبال نرم‌افزارهایشان ایجاد شده است و به کار می‌رود، در حالی که چنین پروانه‌هایی از این قانون به منظور حفظ و تضمین آزادی‌های کاربران اسفاده می‌کنند، از آن‌جا که این عمل، برخلاف جهت استفادهٔ اصلی کپی‌رایت و نوعی هک قانونی است، نام آن نیز یک هک با واژهٔ کپی‌رایت است که در آن واژهٔ right که در این‌حا به معنی حق است، ولی در زبان انگلیسی معنای «راست» نیز می‌دهد، با واژهٔ left که به معنای «چپ» است، جایگزین شده، تا نشان‌دهندهٔ تفاوت جهت استفادهٔ از این حق باشد. هم‌چنین نشان کپی‌لفت، همان نشان کپی‌رایت است که در آن علامت C درون دایره به جای این که در جهت راست قرار گرفته باشد، به جهت چپ ایستاده است.</p> <p>کپی‌لفت مفهومی جامع است و نمی‌توان یک مفهوم را به صورت مستقیم به کار گرفت، بلکه باید از پیاده‌سازی‌های خاصی از یک مفهوم استفاده کرد. معروف‌ترین و محبوب‌ترین این پیاده‌سازی‌ها، پروانهٔ جامع همگانی گنو است که برای نرم‌افزارهای عادی به کار رفته و به اختصار با نام GPL شناخته می‌شود. در صورتی که نرم‌افزار شما نرم‌افزاری نیست که منتشر شود، برای مثال، خدمتی است که روی یک کارساز نصب شده و به دیگران خدمت‌رسانی می‌کند، نیازمند گونهٔ دیگری از پروانه است که با شرایط خاص این گونه از نرم‌افزارها هماهنگ باشد؛ برای این گونه نرم‌افزارها، پروانهٔ AGPL کارساز است. برای مستندات و متونی که خود، نرم‌افزار نیستند ولی به همراه نرم‌افزارها ارائه می‌شوند، بهترین انتخاب پروانهٔ مستندات آزاد گنو یا GFDL است. هم‌چنین برای متون عادی، محتواهای چند رسانه‌ای از قبلی عکس، آهنگ، فیلم و… نیز پروانه‌ای با نام اختصاری CC-BY-SA توسّط بنیاد Creative Commons منتشر شده است که می‌تواند برای کپی‌لفت کردن آن‌ها به کار رود.</p> <p>انتشار نرم‌افزار یا محتوای خود با پروانه‌های کپی‌لفت، نیازمند طی کردن مراحل قانونی نیست. شما می‌توانید تنها با قرار دادن پروندهٔ پروانهٔ انتشار مورد نظر درون شاخهٔ کد مبدأ نرم‌افزار، یا قرار دادن علامت مربوطه درون محتوای غیرنرم‌افزاری خود، محصولتان را با این پروانه‌ها منتشر کنید تا با مفاد موجود در آن پروانه، مشمول قانون حمایت از حق رونوشت قرار گیرند. در ایران تمامی محتواهای ایجاد شده درون کشور، به صورت خودکار مشمول قانون حمایت از حقوق پدیدآورندگان شده و تخطّی از پروانهٔ انتشار آن‌ها، قابل پیگیری قانونی است. هم‌چنین در کشورهایی که معاهده‌نامهٔ برن را پذیرفته‌اند، با انتشار محتوا، شما صاحب حق رونوشت آن محصول شناخته شده و به صورت خودکار پروانهٔ انتشاری که برای آن اثر مشخّص کرده‌اید، مورد حمایت قانونی قرار می‌گیرد.</p> Fri, 15 Jan 2016 00:00:00 +0330 https://gnu.rocks/2016/copyleft/ https://gnu.rocks/2016/copyleft/ gnu license copyright copyleft free software گنو گنو هرد، فراتر از لینوکس <p>در نیمهٔ نخست دههٔ ۹۰ میلادی، پس از آن که لینوس توروالدز کرنل خود را با نام لینوکس به صورت آزاد منتشر کرد، اعضای پروژهٔ گنو که در طول ده سال گذشته در تلاش برای به وجود آوردن یک سیستم‌عامل آزاد بودند بر سر یک دوراهی تاریخی قرار گرفتند؛ ادامهٔ تلاش‌ها برای توسعهٔ میکروکرنل خود و سرویس‌دهنده‌های مربوط به آن تحت عنوان پروژهٔ هرد (HURD) یا استفاده از کرنل یک‌پارچهٔ جدیدی که هم به همان اندازه آزاد بود و هم در آن زمان تقریباً قابل استفاده بود. در نهایت و پس از کشمکش‌های بسیار، تصمیم بر این شد که پروژهٔ هرد متوقّف شده و تلاش‌ها بر روی توسعهٔ لینوکس به صورتی که با سیستم‌عامل گنو سازگار باشد متمرکز شود. این‌گونه بود که سیستم‌عامل جدیدی به نام گنو/لینوکس متولّد شد. ولی تفاوت این دو در چه بود؟</p> <p class="center">#<img src="/assets/2015-01-14/hurd1.png" alt="GNU HURD as Desktop" /></p> <h2 id="کرنل">کرنل</h2> <p>کرنل به صورت ساده یکی از اعضای سیستم‌عامل است. اندرو تتن‌باوم در کتاب سیستم‌عامل پیشرفته پس از صحبت در باره ی این که نمی‌توان تعریف جامع و دقیقی از سیستم‌عامل ارائه داد، بهترین تلاش خود را برای تعریف سیستم‌عامل به این صورت بیان می‌کند: سیستم‌عامل عبارت است از کرنل و هر نرم‌افزاری که مستقیماً با کرنل کار می‌کند، مثل کتاب‌خانه‌ها، فیرم‌ورها، کامپایلرها و ابزارهای توسعه. کرنل در این میان بخشی است که مستقیماً با سخت‌افزار صحبت کرده و وظیفهٔ اختصاص منابع را برعهده دارد. ولی خود کرنل همان‌گونه که در بالا اشاره شد انواع مختلفی دارد.</p> <h3 id="کرنل-یکپارچه--monilithic-kernel">کرنل یکپارچه (Monilithic kernel)</h3> <p>این نوع کرنل که لینوکس نمونهٔ بارز آن است، همان‌گونه که از نامش پیداست تماماً از یک قسمت تشکیل شده و اجزای آن قابل تمایز از یک‌دیگر نیستند. به عبارت دیگر راه‌اندازهای سخت‌افزاری، ارتباطات میان‌پردازشی مانند سیگنال‌ها و سوکت‌ها، سرویس‌دهندهٔ پرونده‌ها و… همگی در فضای کرنل قرار داشته و با دسترسی ابرکاربر انجام می‌شوند. در مثال، کرنل یک‌پارچه به مانند یک سیب‌زمینی است که قدرت انعطاف بالایی ندارد</p> <h3 id="میکروکرنل--microkernel">میکروکرنل (Microkernel)</h3> <p>این نوع کرنل که ماخ نمونه‌ای از آن است، از یک کرنل بسیار ریز با حجم پایین تشکیل شده که فقط وظایف اساسی سامانه مانند راه‌اندازی و انتقال ارتباطات میان‌پردازشی سطح پایین میان سرویس‌دهنده‌ها و دادن دست‌رسی‌های لازم به آن‌ها را برعهده دارد و مابقی کارها توسّط مجموعه‌ای از سرویس‌دهنده‌ها که در حالت کاربر سیستم‌عامل بر روی کرنل قرار می‌گیرند و با یک‌دیگر در ارتباط هستند انجام می‌پذیرد. این ساختار کرنل، سیستم‌عامل را بسیار منعطف کرده و به توسعه‌دهندگان اجازه می‌دهد با قرار دادن اجزای دل‌خواه خود به صورت مورد نیاز، سامانهٔ خود را برای مقاصد خاص خود طرّاحی کنند. در مثال، میکروکرنل به مانند یک پایه به همراه قطعات لگوی بسیاری است که می‌توان با آن‌ها طرح دلخواه خود را ایجاد کرد.</p> <h3 id="کرنل-پیوندی--hybrid-kernel">کرنل پیوندی (Hybrid kernel)</h3> <p>این نوع کرنل که ویندوز NT نمونهٔ آن است، ساختاری است که تلاش کرده ویژگی‌های کرنل یک‌پارچه و میکروکرنل را با هم ادغام کند. این، به خاطر شباهتش به مدل یک‌پارچه، بسیار بحث‌برانگیز است. ایدهٔ اصلی پشت این ساختار این بوده که از ساختاری مشابه میکروکرنل برخوردار باشد، ولی به صورت یک کرنل یک‌پارچه پیاده‌سازی شود. برخلاف میکروکرنل، تقریباً همهٔ سرویس‌دهنده‌های سیستم‌عامل در فضای کرنل قرار دارند و هم‌چنین نمی‌توان در زمان اجرای سامانه، ماژول‌هایی را از کرنل پیوندی حذف یا به آن اضافه کرد. در عمل اغلب پیاده‌سازی‌های این گونه از کرنل از هردو گونهٔ پیشین ضعیف‌تر ظاهر شده‌اند.</p> <p class="center">#<img src="/assets/2015-01-14/hurd2.png" alt="GNU HURD as Desktop" /></p> <h2 id="پروژهٔ-هرد">پروژهٔ هرد</h2> <p>همان‌گونه که گفته شد، این پروژه در اواسط دههٔ ۹۰ میلادی تقریباً متوقّف شد. ولی مجموعه‌ای از دلایل موجب شد که توسعهٔ این پروژه از سال ۲۰۱۳ دوباره به صورت جدّی از سر گرفته شود. از جملهٔ این دلایل می‌توان به عدم مهاجرت لینوکس به آخرین نسخه از پروانهٔ انتشار GPL و هم‌چنین احساس قدیمی شدن ساختار کرنل یک‌پارچه برای قرن بیست و یکم اشاره کرد. خروجی این پروژه به صورت عمومی به گنو هرد شهرت دارد، ولی از نظر تکنیکی شامل میکروکرنل گنو-ماخ (GNU-MACH) و مجموعه‌ای از سرویس‌دهنده‌ها به نام هرد می‌شود که بر روی آن اجرا می‌شوند. به همین صورت سیستم‌عامل کاملی که به‌جای کرنل لینوکس از گنو-ماخ و هرد استفاده می‌کند با نام عمومی گنو/هرد شناخته می‌شود، هرچند اطلاق نام‌هایی مانند گنو/ماخ با سرویس‌دهنده‌های هرد و حتا گنو هم به آن محلّی از اشکال ندارد.</p> <h3 id="تاریخچه">تاریخچه</h3> <p>در ابتدا قرار بود سیستم‌عامل گنو از کرنل تریکس (TRIX) که در MIT توسعه یافته بود استفاده کند و از این رو توسعه‌دهندگانش اقدام به اعمال تغییرات لازم بر این کرنل کرده بودند، ولی در سال ۱۹۸۶ بنیاد نرم‌افزار آزاد طی مذاکراتی با پروفسور رشید از دانشگاه کارنگی-ملون بر سر توسعهٔ مشترک کرنل ماخ به توافق رسید. این کار به آن‌ها اجازه می‌داد به‌جای تلاش برای تغییر کرنل TRIX، کرنل را به گونه‌ای که خودشان می‌خواستند توسعه دهند. با توسعه و بلوغ نسبی کرنل ماخ در پایان دههٔ ۸۰، بنیاد نرم‌افزار آزاد از سال ۱۹۹۰ کار بر روی سرویس‌دهنده‌های هرد را بر روی میکروکرنل ماخ آغاز کرد.</p> <h3 id="وضعیت-کنونی">وضعیت کنونی</h3> <p>به گفتهٔ تیم توسعهٔ دبیان، گنو هرد برای ورودش به این توزیع در انتشار جسی بیش از ۸۰٪ آماده است. با توجّه به این که کرنل FreeBSD هنگام ورودش در انتشار ویزی دارای آمادگی ۸۵٪ بود، امید است به زودی شاهد توزیع گسترده و عمومی آن باشیم. این کرنل در حال حاضر به صورت غیر رسمی توسّط دو توزیع‌کنندهٔ بزرگ دبیان و آرچ قابل دریافت و استفاده است که در میان آن‌ها، توزیع دبیان از وضعیت بهتری برخوردار بوده و تا حد زیادی توانایی انجام کارهای عادی روزمره را دارد.</p> <h3 id="کاستی‌ها">کاستی‌ها</h3> <p>گنو هرد با تمام خوبی‌هایش، نواقصی نیز دارد که ناشی از کمبود نیروی انسانی داوطلب برای توسعهٔ آن است. برای مثال در حال حاضر هنوز نسخهٔ ۶۴ بیتی از آن موجود نیست و نمی‌تواند با دیسک‌های ساتا کار کند. هم‌چنین راه‌اندازهای سخت‌افزاری آن محدود هستند و ممکن است با خیلی از دستگاه‌ها کار نکند. گرچه برای مثال سرویس‌دهنده‌های پایگاه وب گنو هم‌اکنون به وسیلهٔ گنو/هرد راه‌اندازی شده اند، ولی برای داشتن یک تجربهٔ کاربری بدون مشکل با این سیستم‌عامل برای کارهای روزمره، بهترین روش استفاده از آن بر روی یک مجازی‌ساز مانند kvm است، زیرا که راه‌اندازهای مربوط به دستگاه‌های شبیه‌سازی شدهٔ رایج برای گنو هرد نوشته شده اند.</p> <h3 id="هرد-و-لینوکس">هرد و لینوکس</h3> <p>ریچارد استالمن رابطهٔ بین هرد و لینوکس را این‌گونه شرح می‌دهد:</p> <blockquote> <p>بعضی‌وقت‌ها مردم می‌پرسند «چرا بنیاد نرم‌افزار آزاد به‌جای استفاده از لینوکس، یک کرنل آزاد جدید را توسعه داد؟» این پرسش معقولی است. پاسخ آن به صورت خلاصه این است که ما با این پرسش مواجه نبودیم.</p> <p>هنگامی که ما در ۱۹۹۰ شروع به توسعهٔ هرد کردیم، پرسشی که با آن مواجه بودیم این بود که «چگونه می‌توانیم کرنلی آزاد برای سیستم‌عامل گنو داشته باشیم؟» در آن زمان هیچ کرنل شبهٔونیکس آزادی وجود نداشت و ما هیچ تلاش دیگری را هم برای نوشتنش نمی‌شناختیم. تنها راهی که می‌توانستیم برای داشتن یک کرنل آزاد انتظار داشته باشیم این بود که خودمان بنویسیمش، پس شروع کردیم.</p> <p>ما پس از انتشار لینوکس دربارهٔ آن شنیدیم. در آن زمان پرسشی که دربرابر ما قرار داشت این بود که «آیا باید پروژهٔ هرد را لغو کنیم و به‌جایش از لینوکس استفاده کنیم؟» ما شنیدیم که لینوکس به هیچ‌وجه قابل انتقال نیست (این گزاره شاید امروزه درست نباشد، ولی در آن زمان این‌گونه گفته می‌شد). هم‌چنین ما شنیدیم که لینوکس از نظر معماری معادل دقیق یونیکس است، در حالی که کار ما به چیزی بسیار پرقدرت‌تر می‌انجامید.</p> <p>با توجّه به سال‌ها کاری که تا آن زمان بر روی هرد انجام شده بود، ما تصمیم گرفتیم که آن را به جای دور انداختن، به اتمام برسانیم.</p> <p>اگر ما با این پرسشی که مردم می‌پرسند مواجه بودیم (یعنی لینوکس موجود بود و می‌خواستیم تصمیم بگیریم که کرنل دیگری بنویسیم یا نه)، این کار را نمی‌کردیم. به جای آن پروژهٔ دیگری را برای کار بر رویش انتخاب می‌کردیم؛ چیزی که کاری را انجام دهد که هیج نرم‌افزار آزاد موجودی نمی‌توانست.</p> <p>ولی ما هرد را قبل از آن شروع کردیم و اکنون نیز آن را به مرحلهٔ اجرایی رسانده‌ایم و امیدواریم که معماری برتر آن، سیستم‌عامل‌های آزاد را قدرتمندتر کند.</p> </blockquote> <h2 id="نصب-گنوهرد">نصب گنو/هرد</h2> <p>برای استفاده از گنو/هرد، آسان‌ترین راه استفاده از یک تصویر از پیش نصب شده است. این تصویر را برای توزیع دبیان می‌توان از این‌جا دریافت کرد:</p> <figure class="highlight"><pre><code class="language-bash" data-lang="bash"><span class="nv">$ </span>wget http://ftp.debian-ports.org/debian-cd/hurd-i386/current/debian-hurd.img.tar.gz</code></pre></figure> <p>و با این دستور از حالت فشرده خارج کرد:</p> <figure class="highlight"><pre><code class="language-bash" data-lang="bash"><span class="nv">$ </span><span class="nb">tar </span>xzf debian-hurd.img.tar.gz</code></pre></figure> <p>حال می‌توان آن را مستقیماً روی kvm اجرا کرد:</p> <figure class="highlight"><pre><code class="language-bash" data-lang="bash"><span class="nv">$ </span>kvm <span class="nt">-drive</span> <span class="nv">file</span><span class="o">=</span>debian-hurd<span class="k">*</span>.img,cache<span class="o">=</span>writeback <span class="nt">-m</span> 1G</code></pre></figure> <p>یا آن را تبدیل به دیسک virtualbox کرد تا از داخل این برنامه آن را مدیریت کرد:</p> <figure class="highlight"><pre><code class="language-bash" data-lang="bash"><span class="nv">$ </span>VBoxManage convertfromraw debian-hurd.img debian-hurd.vdi <span class="nt">--format</span> vdi</code></pre></figure> <p>حال می‌توان به صورت عادی از آن استفاده کرد.</p> Wed, 14 Jan 2015 00:00:00 +0330 https://gnu.rocks/2015/gnu-hurd/ https://gnu.rocks/2015/gnu-hurd/ GNU Linux HURD GNU/Linux GNU/HURD kerel microkernel monilithic kernel hybrid kernel Stallman RMS گنو تلویزیون خود را هوشمند کنید <p>همهٔ ما در ذهنمان فهرستی از نرم‌افزارهایی داریم که تنها به شنیدن نام و دانستن کلّیت کاری که می‌کنند، اکتفا کرده‌ایم و به خود مجال آزمودن آن‌ها را نداده‌ایم. تا چند هفته پیش نرم‌افزار XBMC برای من، یکی از همین گونه نرم‌افزارها بود و دلیل اصلی عدم آزمودن این نرم‌افزار، نوع آن بود: مرکز رسانه. دلایل زیادی را می‌توان برای عدم اقبال کاربران به نرم‌افزارهای مرکز رسانه مطرح کرد، ولی شاید مهم‌ترین این دلایل فاجعه‌ای بود که شرکت مایکروسافت با نام windows media center منتشر کرد و همگان را نسبت به این نام بدبین کرد. انگیزه‌ای که من را به نصب این نرم‌افزار آزاد واداشت، تنها کنجکاوی و مقداری زمان اضافی، در کنار سرعت اینترنت مناسب برای بارگیری و نصب این نرم‌افزار بود، ولی پس از نصب این نرم‌افزار تنها حسرت می‌خوردم که چرا مدت‌ها پیش به استفاده از این نرم‌افزار روی نیاورده بودم.</p> <p>نرم‌افزار XMBC که در نسخه ۱۴ به کودی (Kodi) تغییر نام خواهد داد، یک مرکز رسانهٔ آزاد با پروانه انتشار GPL است که در سال ۲۰۰۲ با هدف تبدیل دستگاه xbox به یک مرکز رسانه آغاز به کار کرد، اما در حال حاضر روی سکّوهای گنو/لینوکس، بی‌اس‌دی، ویندوز، مک او‌اس، اندروید، آی‌اواس و… اجرا می‌شود. این مرکز تفریح را می‌توان به صورت بسته‌های معمولی روی سیستم‌عامل فعلی دستگاه خود نصب کرد یا به صورت توزیع‌هایی از پیش پیکربندی‌شده مانند OpenELEC (سرنام عبارت Open Embedded Linux Entertainment Center) برای دستگاه‌های توکار یا Rasbmbc برای بردهای رایانه‌ای نصب کرد. از دستگاه‌هایی که قابلیت اجرای این مرکز رسانه را به صورت رسمی و مستقیم روی سخت‌افزار خود دارند، می‌توان به دستگاه‌های تلویزیونی Fire TV آمازون، سری‌های نخست و دوم تلویزیون اپل، کروم‌باکس‌ها، باکسی، رزبری‌پای و… اشاره کرد.</p> <p>وظیفه اصلی این نرم‌افزار در ابتدا، مدیریت آسان‌تر پرونده‌های چندرسانه‌ای موجود روی رایانه بود، ولی با استفاده از قدرت آزاد بودن نرم‌افزار و امکان نوشتن افزونه‌های مختلف برای آن، در حال حاضر تبدیل به یک سکّوی قدرتمند برای همهٔ امور مربوط به رسانه شده است. با استفاده از کودی می‌توانید علاوه بر دیدن سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی یا گوش دادن به آهنگ‌های خود، پخش مستقیم اینترنتی شبکه‌های مختلف را مشاهده کنید، قسمت‌های جدید سریال‌های مورد علاقه‌تان را به صورت مستقیم از اینترنت دریافت کرده (streaming)، با استفاده از تیونر آنالوگ یا DVB-T، شبکه‌های تلویزیونی مورد علاقه خود را تماشا و برنامه‌های مورد علاقه خود را فارغ از مبدأ پخش آن ضبط کنید. مطّلع شوید چه ویدیوهایی بیشتر توسّط مردم دنیا دیده می‌شوند و با یک کلیک تماشایشان کنید، ویدیو‌های روی یوتوب را ببینید، در کلاس‌های درس آکادمی خان و یوداسیتی شرکت و حتا به دریافت پرونده‌های تورنت و ذخیرهٔ آن‌ها اقدام کنید.</p> <p>نرم‌افزار کودی در آغاز هربار اجرا، پرونده‌های موجود در مسیرهایی که به عنوان مسیر رسانه معرفی شده‌اند را برای بررسی تغییرات جست‌وجو کرده و پایگاه‌داده‌های سریال‌ها، فیلم‌ها، آهنگ‌ها و… را به‌روز می‌کند و آخرین موارد وارد شده در هر بخش را معرّفی می‌کند. علاوه بر آن، در هر بخش می‌توان از افزونه‌های مربوط به آن قسمت استفاده کرد که تعدادی از مفید‌ترین افزونه‌های هر قسمت در انتهای این مطلب معرّفی خواهند شد.</p> <p>علاوه بر افزونه‌های خارجی، تعدادی پلاگین داخلی هم برای کودی وجود دارد که در داخل برنامه پیاده‌سازی شده‌اند. از مهم‌ترین این پلاگین‌ها می‌توان به پلاگین زیرنویس اشاره کرد که توانایی بارگیری و نمایش زیرنویس به زبان‌های انتخابی، از جمله فارسی را برای ویدیوی در حال پخش به کاربر می‌دهد. البته این پلاگین می‌تواند منابع مختلفی را به عنوان مرجع زیرنویس استفاده کند که خود این منابع به وسیله افزونه‌های خارجی دیگر قابلیت گسترش دارند.</p> <p>یکی از برتری‌های این مرکز رسانه نسبت به دیگر نمونه‌های مشابه، نرم‌افزار کنترل از راه دور آن برای دستگاه‌های همراه است که علاوه بر ارتباط با نرم‌افزار و امکانات کنترلی که یک کنترل عادّی دستگاه‌های تلویزیونی در اختیار شما می‌گذارد، امکان جست‌وجو در بین موارد موجود در کودی، دیدن وضعیت آن مورد (دیده شده یا نشده)، توضیح‌هایی دربارهٔ آن مورد از قبیل خلاصه داستان، سال ساخت و… را نیز در اختیار شما می‌گذارد. همچنین امکان جست‌وجو و بررسی در بین موارد موجود نیز با استفاده از فیلد‌هایی چون ژانر، کارگردان، بازیگر و شرکت وجود دارد. از دیگر مزایای استفاده از کنترل تلفن همراه، نمایش اعلان‌هایی روی صفحهٔ نمایش هنگام دریافت پیامک است که نام فرد تماس‌گیرنده و پیام را نمایش می‌دهد و دیگر نیاز نیست برای خواندن پیام‌ها، پخش فیلم را قطع کنید. در صورتی که شخصی با شما تماس بگیرد نیز شماره یا نام آن فرد روی صفحهٔ نمایش درج شده و در صورتی که کاربر به تماس پاسخ دهد، به صورت خودکار، پخش فیلم تا پایان تماس متوقف می‌شود و پس از آن پخش از سر گرفته می‌شود.</p> <p>از دیگر امکانات پیش‌رفتهٔ این نرم‌افزار، امکان کنترل شدن از طریق HDMI است (CEC) که به وسیلهٔ آن می‌توانید تنها با استفاده از کنترل از راه دور تلویزیون مجهّز به HDMI، نرم‌افزار کودی را هم کنترل کنید و دیگر نیاز به دستگاه جانبی دیگری برای استفاده از آن وجود ندارد.</p> <h2 id="افزونه‌های-مفید">افزونه‌های مفید</h2> <p>در این‌جا قصد داریم تعدادی از افزونه‌های مفید را برای کودی معرّفی کنیم. این افزونه‌ها لزوماً بهترین افزونه‌های موجود نیستند و تنها طبق تجربهٔ شخصی معرفی شده‌اند. این افزونه‌ها و بسیاری از افزونه‌های دیگر را می‌توان از طریق وب‌سایت TV addons دریافت کرد.</p> <h3 id="ویدئو">ویدئو</h3> <h4 id="1channel">1Channel</h4> <p>این افزونه امکان مشاهده فیلم‌های سینمایی و سریال‌ها را به صورت استریم از ده‌ها سرور مختلف برای شما فراهم می‌کند.</p> <h4 id="docu-hub">Docu-Hub</h4> <p>این افزونه مستندهای فراوانی را در حوزه‌های مختلف برای دیدن و استریم از اینترنت در یک‌جا جمع کرده است.</p> <h4 id="nasa">Nasa</h4> <p>با استفاده از این افزونه می‌توان شبکه‌های مختلف تلویزیونی ناسا، از جمله پخش مستقیم از ایستگاه فضایی بین‌المللی را به صورت زنده مشاهده کرد.</p> <h4 id="sports-devil">Sports Devil</h4> <p>در صورتی که می‌خواهید آن دسته از رقابت‌های ورزشی را که توسط تلویزیون‌های کشورتان پخش نمی‌شود مشاهده کنید، می‌توانید از این افزونه بهره ببرید.</p> <h4 id="world-news-live">World News live</h4> <p>این افزونه، امکان پخش مستقیم مجموعه بزرگی از شبکه‌های خبری دنیا را از کشورها مختلف جهان در کیفیت‌های متفاوت برای شما فراهم می‌کند</p> <h4 id="دیگر-افزونه‌ها">دیگر افزونه‌ها</h4> <p>Youtube - Khan Academy - Udacity - TED Talks</p> <h3 id="آهنگ">آهنگ</h3> <h4 id="concert-archive">Concert Archive</h4> <p>این افزونه، فیلم‌هایی از کنسرت‌های کلاسیک را از طریق یوتیوب پیدا کرده و امکان پخش آن‌ها را به شما می‌دهد.</p> <h4 id="jambmc">JamBMC</h4> <p>این افزونه می‌تواند در میان آهنگ‌هایی که پروانه انتشار آزاد دارند جست‌وجو کرده و آن‌ها را پخش کند.</p> <h4 id="music-video-jukebox">Music Video Jukebox</h4> <p>این افزونه، جدیدترین موزیک‌ویدئوهای منتشر شده را فهرست و پخش می‌کند.</p> <h4 id="spotimc">Spotimc</h4> <p>این افزونه که هنوز در حالت آزمایشی است، می‌خواهد اسپاتیفای را به کودی بیاورد.</p> <h4 id="tunein-radio">TuneIn Radio</h4> <p>پخش اینترنتی مجموعه‌ای از هزاران کانال رادیویی در سراسر جهان با قابلیت بارگیری محتوای آن‌ها.</p> <h4 id="xbmc-karaoke-addon">XBMC Karaoke Addon</h4> <p>با این افزونه کارائوکه را به خانه بیاورید و با دوستانتان در خواندن آهنگ‌های دلخواهتان روی موسیقی بی‌کلام آن‌ها مسابقه بدهید.</p> <h4 id="دیگر-افزونه‌ها-1">دیگر افزونه‌ها</h4> <p>SoundCloud</p> <h3 id="برنامه">برنامه</h3> <h4 id="axel-downloader">Axel Downloader</h4> <p>با این‌افزونه، سرعت بارگیری‌هایی که توسط کودی انجام می‌شود، با شتاب‌دهنده Axel افزایش می‌یابد.</p> <h4 id="launcher">Launcher</h4> <p>با استفاده از این افزونه می‌توان هر برنامه دیگری را که به کودی ارتباط ندارد، بدون بیرون رفتن از برنامه اجرا کرد.</p> <h4 id="navi-x">Navi-X</h4> <p>ببینید چه محتواهایی روی اینترنت محبوب‌تر است، به صورت مستقیم محتواها را از روی رایانه دیگران ببینید و محتواهای خود را به اشتراک بگذارید.</p> <h4 id="rom-launcher">Rom Launcher</h4> <p>با استفاده از این افزونه می‌توانید دستگاه خود را بدون نیاز به تجهیزات اضافی به یک کنسول بازی تبدیل کرده و از بازی کردن با آن لذت ببرید.</p> <h4 id="rss-editor">RSS Editor</h4> <p>اگر با زیرنویس‌های خبری در تلویزیون آشنا هستید، با این افزونه می‌توانید زیرنویس‌های خود را از منابع دلخواه به نمایش دربیاورید.</p> <h4 id="transmission">Transmission</h4> <p>می‌خواهید قسمت جدید سریال مورد علاقه خود را بارگیری کنید؟ با این افزونه می‌توانید به کمک ترنسمیشن آن را از تورنت بگیرید.</p> <h4 id="دیگر-افزونه‌ها-2">دیگر افزونه‌ها</h4> <p>XBMC Audio Mixer</p> Tue, 23 Sep 2014 00:00:00 +0330 https://gnu.rocks/2014/smart-tv-with-kodi/ https://gnu.rocks/2014/smart-tv-with-kodi/ kodi xbmc media center pvr TV free software نرم‌افزار آزاد اینفوگرافی: ویندوز را ببندید، درها را باز کنید <p>اینفوگرافی</p> <p class="center">#<img src="/assets/2013-04-15/closewindows2.png" alt="Close Windows" /></p> Mon, 15 Apr 2013 00:00:00 +0430 https://gnu.rocks/2013/close-windows/ https://gnu.rocks/2013/close-windows/ windows doors gnu linux gnu/linux infography security privacy freedom free software ویندوز